ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - انديشه در مشيت و فعاليت خداوندى به اختلال انديشه ميانجامد و جدلبازى در آن دو به انكار خويشتن منتهى مى گردد
نخواهيم كرد ، و به بيمارى تفريط گرى مبتلا نخواهيم گشت . اى عقل توئى بهترين ميزان صحت و بطلان انديشههاى ما ، ولى در قلمرو خاص خودت .
اى عقل توئى عاليترين وسيلهء انتزاع و تجريد كليات ، ولى در ميدان خاص كار خودت . اى عقل توئى بهترين و ضرورىترين تنظيم كنندهء شرايط استدلال منطقى و رياضى ما ، ولى در همين استعداد مخصوصى كه دارا مى باشى .
اين خود باعث شرمسارى فكر بشرى است كه با ديدن عظمت كارى كه بعهده گرفته اى ، بدون اين كه تو خود رضايت داده باشى ، حاكميت مطلق در معرفت و شناخت را بتو بخشيدهاند با اين وصف چگونه مى توان حاكميت عقل نظرى را آن قدر وسعت داد كه برود ذات و شئون ذاتى خداوندى را با اين گونه اصطلاحات متداول : جزئى و كلى ، مصداق و مفهوم ، جوهر و عرض ، علت و معلول ، بسيط و مركب ، كوچك و بزرگ ، وسيله و هدف ، نزديك و دور ، پيدا و نهان ، صورت و معنى و ضد و مماثل و مخالف و نقيض و غير ذلك مورد بررسى و شناخت قرار بدهد همهء ما مى دانيم كه اين اصطلاحات هر اندازه هم با معانى والا و تجريد شده از جهان طبيعت و مختصات حسى و ذهنى منظور شوند ، بالاخره ريشههاى اصلى آنها بهمين طبيعت و مختصات حسى و ذهنى وابستهاند و نمى توان ذات اعلاى ربوبى و شئون آنرا با اين معانى مقايسه نموده و به شناخت صحيح در اين مسئله نائل شد و سپس شئون ذاتى و فعاليت او را با چون و چرا مسئول قرار داد ، براى همين بوده است كه :
< شعر > ايزد پرستان سوختند از آتش عشق اوراق بحث و دفتر چون و چرا را < / شعر > قمشه اى الهى در اينجا ممكن است گفته شود : كه بنا بر اين ، نبايد اصلا در بارهء خدا فكرى كرد و بايد از انديشههاى عميق در جهان هستى كه آيات اوست اجتناب ورزيد پس اين همه دستور اكيد قرآن و احاديث و عقل سليم و وجدان به خدا جوئى و خدا يابى و تفكر و تدبر در دو جهان آفاق و انفس ( برونى و درونى )