ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - ٣ - شناختهاى تقليدى ( وابسته )
تقويت شخصيت مى گردد و بدانجهت كه اين شناخت مستند به درك و دريافت مستقيم قدرت شخصيت در ذات خويش است ، عميق و قابل دوام بيشتر ميباشد .
اصلى كه مى گويد : براى انسان شدن عنصر عمل مهمتر از عنصر شناخت است ، مقصود آن نيست كه عمل بدون شناخت داراى اهميت است ، بلكه منظور آن است كه شناخت مستند به عمل و گرديدن در ساخته شدن انسان با اهميت تر است از شناختهاى مجرد كه در ذهن محققان انباشته مى شود .
٣ - شناختهاى تقليدى ( وابسته ) در تعريف شناختهاى تقليدى چنين گفته مى شود كه « شناخت تقليدى عبارتست از قبول و پذيرش گفتار شخص ديگر بدون دليل » بنظر مى رسد اين تعريف براى تقليد كاملا نارسا است ، زيرا گفتار يكى از پديدههاى قابل تقليد است ، زيرا تقليد كه عبارتست از منعكس ساختن چيزى از برون ذات در درون ذات و پذيرش آن ، شامل همه گونه پديدههاى قابل انعكاس ميباشد . چه از جنس گفتار باشد ، يا از جنس عقيده ، يا انديشه ، حتى اخلاق و كردار عينى ، همهء اين امور قابل تقليد مى باشند . هر عمل تقليدى مركب است از پنج عنصر اساسى : عنصر يكم - تقليد كننده - عبارتست از انسانى كه پديده اى را كه براى او مطلوب جلوه كرده است از شخص ديگر مى گيرد و در خود منعكس مى سازد و آن را مى پذيرد ( مقلد با كسر لام ) .
عنصر دوم - انسانى كه پديده اى از او مطلوب بنظر مى رسد و شايستهء وابسته شدن به او براى گرفتن آن پديده تلقى مى گردد ( مقلد با فتح لام ) .
عنصر سوم - پديده يا آن حقيقتى كه مورد تقليد است ، مانند گفتار ، كردار ، انديشه ، عقيده ، اخلاق و غير ذلك .
عنصر چهارم - هدفى كه از تقليد منظور مى شود ، مسلم است كه اين عنصر