ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - حقيقت دوم - نگرش تركيبى
وارد جهان ما ميشوند و نه از اين نظرگاه كه زمان را همچون خورندهء هر چه كه هست مى نگرد ، در چنين صورتى من گمان ميكنم كه تصوير درستترى از جهان خواهيم داشت با اين تحليل در هر لحظه اى كه جزئى از طبيعت از آن عبور ميكند ، آيتى از آيات الهى را براى ما نشان مى دهد :
< شعر > و في كلّ شيئى له آية تدلّ على انّه واحد < / شعر > ( و در هر چيزى براى خداوند آيتى است كه نشان مى دهد آن خداى يگانه است كه آن چيز وابسته به او است ) < شعر > برگ درختان سبز در نظر هوشيار هر ورقش دفتر معرفت كردگار < / شعر > البته اين يك تحليل ساده اى نيست كه هر انسانى در هر شرايط ذهنى كه باشد بتواند آنرا درك كند و بهمين جهت است كه در قرآن درك جنبهء آياتى موجودات را مخصوص عقلا و خردمندان مطرح مى نمايد : تخصيص عقلا بر اين امتياز عقلانى در آيات فراوانى از قرآن آمده است از آن جمله : ( إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لَآياتٍ لأُولِي الأَلْبابِ ) [١] ( قطعا در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف [ يا استمرار پشت سر هم ] شب و روز آياتى است براى كسانى كه داراى عقلند ) حقيقت دوم - نگرش تركيبى كه چهرهء آيات بودن جهان طبيعت را بخوبى روشن مى سازد ، عبارتست از برقرار كردن رابطه ميان فهم صاف و ناب با جهان عينى . اين فهم صاف و ناب موقعى در مغز انسان بوجود مى آيد كه بتواند از تنگناى رابطهء تأثير و تأثر طبيعى محض با نمودهاى جهان عينى بالاتر قرار بگيرد و جريان اصلى وابستگى اين چشمه سار را به منبع حقيقى آن دريابد ممكن است برخى از متفكران بگويند : بالاتر قرار گرفتن از تنگناى رابطهء تاثير و تاثر طبيعى محض با نمودهاى جهان عينى ، يعنى چه مگر مى شود توى آب رفت و خيس نشد ما جزئى از جهان طبيعتيم و در هر گونه ارتباطى كه
[١] آل عمران آيه ١٩٠