ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - حقيقت يكم نگرش تجزيه اى
متغير كه صور و پديدهها است ، و سطح ثابت كه يك واقعيت پايدار و غير قابل تحول است ) مخلوط كردن دو واقعيت ثابت و متغير در يك واقعيت بنام طبيعت است كه جز در بازيگرىهاى ذهنى چنين واحد متناقض امكان پذير نمى باشد .
حال كه اين ثنويت ( دو سطح بودن طبيعت : سطح ثابت و سطح متغير ) از ديدگاه علمى و فلسفى واقع بينانه غلط محض است ، پس هر ثابتى كه بعنوان پل برقرار كنندهء ارتباط ميان اجزاء موجودات و روابط آنها با يكديگر در لحظهء پيشين و اجزاء و روابط آنها با يكديگر در لحظهء بعدى تصور شود ، مانند هيولى و مادهء مطلقه و غير ذلك ، جزء يك مفهوم ساختهء ذهنى نخواهد بود ، زيرا فرض يك واقعيت عينى و ثابت با فرض حركت و تحول در تمام سطوح ظاهرى و درونى ( صورتها و ذات طبيعت ) تناقضى است كه مى تواند تباه كنندهء همهء دانشها و بينشهاى بشرى بوده باشد . در نتيجه از نظر واقع گرايى مجبوريم بپذيريم كه نظم جهان طبيعت در حال حركت و تحول از خارج از طبيعت سرازير مى گردد و آنرا اداره ميكند . اين مطلب را حتى راسل كه مى توان گفت داراى حساسيت فوق العاده در بارهء مسائل بنيادين و ما وراء طبيعى جهان طبيعت ميباشد [١] اعتراف ميكند : « با اين حال يك معنى هم وجود دارد - هر چند احساس كردنش از بيانش آسانتر است كه بدان معنى زمان از خصايص بىاهميت و سطحى واقعيت است بايد اذعان كرد كه گذشته و آينده نيز به اندازهء حال واقعيت دارند ، و در تفكر فلسفى نوعى رهايى از زمان ضرورت دارد .
اهميت زمان بيشتر عملى است يا نظرى و بيشتر به اميال مربوط است ، تا به حقيقت امور . اگر امور جهان را چنان تصور كنيم كه از يك عالم ابدى خارجى
[١] عرفان و منطق - برتراند راسل - ترجمهء آقاى نجف دريا بندرى ص ٧٦ و ٧٧ . برتراند راسل كه اشخاص زيادى با طرز تفكرات او آشنائى دارند ، مانند فرويد نوعى حساسيت ( آلرژى روانى ) در برابر مسائل ماوراى طبيعى از خود نشان مى دهد كه با روحيهء علمى سازگار نيست ، با اين حال عبارات فوق از اين متفكر است . خواهشمندم بررسى و دقت كامل در آن عبارات بفرمائيد .