ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - ٣ - شناخت عرفانى
< شعر > گر بدو گويند هستى يا نه اى سر بلند عالمى پست كئى در ميانى يا برونى از ميان در كنارى يا نهانى يا عيان فانئى يا باقئى يا هر دوئى هر دوئى يا تو نئى يا نه توئى گويد اصلا مى ندانم چيز من وين ندانم هم ندانم نيز من هر كه در درياى كل گم بوده شد دائما گم بوده و آسوده شد < / شعر > از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده است كه او مى گفت : « ربّ زدنى تحيّرا » ( پروردگارا ، بر حيرتم بيفزا ) مسلم است كه مقصود حيرت ما فوق همهء آگاهيها و دانشها است ، زيرا نقل شده است كه يكى از دعاهاى پيامبر اكرم اين بوده است كه « ربّ ارنى الأشياء كما هى » ( پروردگارا ، حقايق را آن چنانكه هستند ، بر من نشان بده ) ٣ - شناخت عرفانى شناخت عرفانى محصول قسمت نظرى عرفان است كه عبارتست از درك جهان با همهء اجزاء و روابطش مانند يك حقيقت شفاف و صيقلى كه هر جزئى جلوه اى از موجود كامل لم يزل و لا يزال و هر گونه ارتباط علمى با آن جزء ارتباطى است با آن موجود كامل بوسيلهء جلوه اى از جلوه هايش . سخن گفتن در بارهء اين شناخت براى كسانى كه از آن محرومند و خود را آمادهء وصول به اين نوع شناخت نمى نمايند ، مانند سخن گفتن در بارهء لذت همخوابگى ، با كودكى نا بالغ است كه هيچ چيزى از آن نخواهد فهميد و در برابر صدها نمط نهم اشارات ابن سينا يك جمله خواهد گفت : كه اين سخنان خيالاتى بيش نيست و سپس به بازيهاى كودكانهء خود مشغول خواهد گشت . مسائل مربوط به اين نوع شناخت در تفسير و نقد و تحليل مثنوى مطرح شده است . مطالعه - كنندگان محترم مى توانند با مراجعه به مجلد پانزدهم كه راهنماى موضوعات است ، آن مسائل را بررسى نمايند .