ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - ١ - معرفت
اهميت برخوردار باشد ، بهمان اندازه برطرف كردن اين شك و حيرت جدىتر تلقى مى گردد . براى توضيح بيشتر در بارهء اين قسم به « مجلد ششم از كتاب تفسير و نقد و تحليل مثنوى ص ٦٤٦ » مراجعه شود . اين سه قسم از حيرت در صورت احساس لزوم وصول به واقعيت ، ناراحت كننده بوده و متحير همواره يك حالت مبارزه با آن را در درون خود احساس ميكند .
قسم چهارم - دوشادوش معلومات و آگاهىهائى كه در درون آدمى وجود دارد ، حيرتهائى نيز اگر چه در پشت پردهء آگاهيها وجود دارد .
قسم چهارم - دوشادوش معلومات و آگاهىهائى كه در درون آدمى وجود دارد ، حيرتهائى نيز اگر چه در پشت پردهء آگاهيها وجود دارد .
چنانكه در تفسير و نقد و تحليل مثنوى ج ٦ ص ٦٤٧ توضيح دادهايم دوشادوش اطلاعات و دانستنى - هاى غرور انگيز آدمى ، حيرتهائى بروز ميكند كه آن غرور را مى شكنند و نوعى تواضع و فروتنى در برابر واقعيات پشت پرده ايجاد مى نمايند . كسانى كه هرگز از اين گونه حيرتها در خود احساس نمى كنند ، در محاصرهء معلومات و آگاهيهاى خود سرگرم و دلخوشند . اينان از بروز حيرتهاى فعال در ذهن چنان مى ترسند كه مردم عامى از شك و ترديد .
قسم پنجم - حيرتهاى ما فوق دانش و انديشه
قسم پنجم - حيرتهاى ما فوق دانش و انديشه كه عبارتند از آن پديدههاى ابهام انگيز كه پس از عبور از دانشهاى مربوط به موضوعات و روابط معين در ذهن نمودار مى گردند . در اين مرحله دو نوع حيرت ديده مى شود :
نوع يكم - حيرت ايستا
نوع يكم - حيرت ايستا و منفى كه از احساس وصول به بن بست در شناختها بوجود مى آيد و از حركت متفكر به جلو مانع مى گردد . اينان همان متفكران هستند كه پايان دانشها را شك و ترديد و توقف ذهن تلقى نموده ، حتى آن مراحل از دانشها را هم كه سپرى نمودهاند ، با شك و ترديد و حيرت مشوش و تاريك مى سازند . از اين نوع است شك و ترديدها و حيرتهائى كه بدون سابقهء علمى و آگاهى از واقعيتها در ذهن برخى مردم بوجود مى آيد ، اين شك و ترديد و حيرتها كه معلول جهل است ، گاهى بجاى شك و حيرتهاى فلسفى عامل تسليت و دلخوشى براى نادانان ميباشد آنان براى تثبيت نادانى