ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - آموزندگان علوم انسانى مشغول سرازير كردن عامل تعيين كنندهء سرنوشت حيات به درون پذيرندگان مى باشند
و حياتى و استعدادها و ويژگيها و قوانين حقوقى و مذهبى و سياسى و اخلاقى و مختصات هنرى او . خصوصيتى كه در تعليم و آموزش و تفكر مسائل انسانى وجود دارد ، اينست كه در اين مسائل به اضافهء دو آگاهى كه در اول مبحث براى پذيرنده بيان نموديم [١] يك پذيرش تطبيقى بسيار حساس نيز وجود دارد و آن اينست كه اين حقايق مربوط به من است ، چون مربوط بهم نوع من است .
وقتى كه در بارهء جنگ و پيكار و كشتار تاريخى يك جامعه مسائلى مطرح مى شود ، اين شنونده كه مى خواهد در بارهء انسان شناختى را به دست بياورد ، بر روى خويشتن خم شده امكان تحرك براى جنگ و كشتار را در خود مشاهده مى نمايد . در آن هنگام كه سخن از امكان خصومت يك قوم يا يك قدرتمند با حق و حقيقت بميان مى آيد ، فورا با رجوع به هويت خود مى بيند كه آن امكان در هويت او نيز وجود دارد و بالعكس هنگامى كه فداكارىها و گذشت از لذايذ و امتيازات شخص يا قومى براى تحصيل آزادى و عدالت و تكامل بميان مى آيد ، به درون خويش نگريسته و چنين استعدادهاى سازنده را در خود مى يابد .
بهمين جهت است كه مى گوئيم : آموزندگان علوم انسانى چه بدانند و چه ندانند ، واقعياتى را به درون پذيرندگان سرازير ميكنند كه مى توانند سرنوشت حيات پذيرندگان را تعيين نمايند . به اضافهء اين خصوصيت در علوم انسانى ، همان دو عنصر اساسى آب رودخانههاى معلمان و آموزندگان كه بر درون پذيرندگان سرازير مى گردد ، در همين علوم انسانى نيز وجود دارد .
عنصر يكم - حقايق علمى محض ، مانند مسائل مربوط به هويت طبيعى و روانى انسان و مختصات واقعى آن دو بعد هويت . چنانكه در نوع اول گفتيم . اين حقايق محض مانند خود آب رودخانه است كه ماده ايست مايع و
[١] آگاهى به اين كه كسى كه متصدى آموزش است ، آنچه را كه تعليم مى دهد ، ميداند ، پس من پذيرنده بايد تسليم محض اين آموزنده باشم . ٢ - آگاهى ظريف به اين كه واقعيت در اين موضوع كه من اكنون آنرا مى آموزم همين است كه متصدى آموزش براى من مطرح نموده است .