ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - ١٣ - تعقل برين
٣ - اجتماع ( عين يكديگر يا با يكديگر بودن ) ٤ - محال ( امكان ناپذير ) ٥ - رابطهء مثبت . آنچه كه ممكن است از اين اجزاء پنجگانه نمود عينى داشته و قابل انعكاس مستقيم در ذهن بوده باشد ، جزء سوم ( اجتماع ) است كه از قرار گرفتن دو موضوع عينى پهلوى هم يا قرار گرفتن آن دو با هم ، يا مخلوط شدن با همديگر . . . در ذهن منعكس گشته است .
البته نه اجتماع هستى و نيستى يك شيئى ، بلكه اجتماع دو شيئى .
بنا بر اين ، ما حتى در دريافت چنين اجتماع نيز يك فعاليت ذهنى محض انجام دادهايم كه عبارتست از بر نهادن يك شيئى و نفى آن با مقايسه به بر نهادن دو شيئى موجود با هم . و آنگهى مقصود از اجتماع قرار دادن هستى و نيستى يك شيئى كنار يكديگر يا ضميمه كردن آن دو بيكديگر هم نيست ، بلكه عين يكديگر بودن هستى و نيستى يك شيئى است كه حتى در دو شيئى موجود هم امكان - نا پذير است . در دريافت اين قضيه اگر هم جهان عينى دخالت داشته باشد ، بقدرى با كار ذهن فاصله دارد كه دريافت بينهايت از درك چند عدد و افزودن آن تا بينهايت . بلكه فاصله ميان شيئى موجود و عدم آن ، قابل مقايسه با فاصلهء اعداد محدود با بينهايت نمى باشد ، زيرا چه سنخيتى و تشابهى ميان وجود و عدم يك شيئى وجود دارد كه در هر دو حال محفوظ بماند و ما آنرا در دو مفهوم هستى و نيستى آن شيئى درك نمائيم و خود آن شيئى را هم نمى توان جامع مشترك وجود و عدم آن فرض كرد ، زيرا كدامين جامع مى تواند هستى و نيستى را كه هر يك نافى ديگريست ، آن دو را در مفهوم خود بگنجاند . در نتيجه - حذف اصالت عقل در فعاليتهاى ذهنى براى تحصيل شناختها همان اندازه غلط است كه حذف اصالت حس در منعكس ساختن نمود واقعيات عينى .
١٣ - تعقل برين در يك بيت از مثنوى چنين مى خوانيم :