بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٠ - در بيان جواز تمسك بعام در شبهه مصداقيه
ولى اگر فردى از اين طائفه را يافتيم كه در ايمانش شكّ داشتيم مىتوان بعموم عام تمسّك كرده و حكم بجواز لعن وى نمود و سپس قياسى اينچنين تشكيل داد:
هذا ممّن يجوز لعنه، و كلّ من جاز لعنه ليس مؤمنا.
و در نتيجه مىتوان گفت: هذا الشّخص ليس مؤمنا.
بيان مراد
قوله: مطلقا: در مقابل تفصيلى است كه از مرحوم صاحب كفايه نقل خواهد شد.
قوله: و تبعه جماعة من المتأخّرين عنه: ضمير منصوبى در « تبعه » و ضمير مجرورى در « عنه » به مرحوم شيخ عود مىكند.
قوله: فانّه يكون كالمتّصل: ضمير در « فانّه » به عقلى ضرورى راجع است.
قوله: فانّه لا مانع من التّمسّك الخ: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و هو حجّة بلا مزاحم: ضمير « هو » به عام راجع است.
قوله: و استشهد على ذلك: ضمير فاعلى در « استشهد » به صاحب كفايه (ره) راجع بوده و مشار اليه « ذلك » تفصيلى است كه از ايشان ذكر گرديد.
قوله: كما اذا امر المولى منهم: ضمير در « منهم » به عقلاء راجع است.
قوله: اكرام من كان عدوّا له: ضمير در « له » به مولى راجع است.
قوله: و للمولى ان يؤاخذه على عدم اكرامه: ضمير منصوبى در « يؤاخذه » به عبد راجع بوده و ضمير در « اكرامه » به من يشك فى عداوته برمىگردد.
قوله: و لا يصحّ منه الاعتذار: ضمير در « منه » به عبد راجع است.
قوله: و زاد على ذلك: ضمير فاعلى در « زاد » به مرحوم صاحب كفايه راجع بوده و مشار اليه « ذلك » استشهاد مذكور مىباشد.
قوله: بانّه يستكشف الخ: ضمير در « بانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: انّه ليس فردا للخاصّ الخ: ضمير در « انّه » بفرد مشكوك راجع است.