بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٨ - سر تقديم ظهور خاص بر عام
بآن اشاره شد يعنى عام با آوردن مخصّص متّصل اصلا ظهورى در عموم پيدا نمىكند ولى با مخصّص منفصل ابتداء در عموم ظهور پيدا كرده بلكه اين ظهور مستقرّ نيز مىگردد ولى سپس بعد از آمدن مخصّص ظهور آن با ظهور مخصّص تزاحم مىنمايد و در نتيجه كلام تابع اقوى الظّهورين يعنى ظهور مخصّص مىگردد و در نتيجه عام بر خاصّ حمل مىشود.
قوله: و السّرّ فى ذلك: مشار اليه « ذلك » فرق بين مخصّص متّصل و منفصل و اينكه عام با اوّلى ظهورش در عموم منعقد نشده ولى با دوّمى منعقد گرديده منتهى ظهور مخصّص را بر آن مقدّم مىكنيم مىباشد.
قوله: بعد الانتهاء منه: ضمير در « منه » به كلام راجع است.
قوله: لالحاقه: يعنى الحاق كلام.
قوله: تصرفه عن ظهوره: ضمير فاعلى در « تصرفه » به قرينه و ضمير مفعولى و ضمير مجرورى در « ظهوره » به كلام برمىگردد.
قوله: فانّ ظهوره مراعى: ضمير در « ظهوره » به كلام راجع است و مقصود از « مراعى » معلّق مىباشد.
قوله: فان انقطع: يعنى اگر كلام خاتمه يابد.
قوله: من دون ورود قرينة على خلافه: يعنى خلاف ظهور كلام.
قوله: استقرّ ظهوره الاوّل: ضمير در « ظهوره » به كلام عود مىكند.
قوله: و انعقد الكلام عليه: ضمير در « عليه » به ظهور اوّلى راجع است.
قوله: و ان لحقته القرينة الصّارفة: ضمير منصوبى در « لحقته » به كلام راجع است.
قوله: تبدّل ظهوره الاوّل: ضمير در « ظهوره » به كلام راجع است.
قوله: و انعقد حينئذ: كلمه « حينئذ » يعنى حين لحقت الكلام القرينة الصّارفة.
قوله: و لذا: يعنى و بخاطر همين كه انعقاد و استقرار ظهور براى كلام