بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٩ - مقصود از كلمه«حتى»
اشكال و ترديد تقييد مزبور ظاهر در افاده مفهوم مىباشد مانند فرموده امام عليه السّلام: كلّ شيئ طاهر حتّى تعلم انّه نجس.
و همچنين مثال: كلّ شيئ حلال الخ.
و اگر از قرائن معلوم نشد كه تقييد راجع به حكم است بعيد نيست كه بتوان گفت ظاهر نفس غايت اينستكه به حكم رجوع كرده و غايت است براى نسبتى كه قبل از آن واقع شده و اينكه بتوان آنرا غايت براى نفس موضوع يا محمول قرار داد محتاج به قرينه و بيان است.
پس بدين ترتيب قول به ثبوت مفهوم براى غايت از نظر ما رجحان دارد.
بيان مراد
مرحوم مصنّف در اينمقام بشرح دو نكته پرداخته است:
نكته اوّل
حتّى يا عاطفه بوده و يا جارّه مىباشد.
حتّى عاطفه همان است كه بمنزله واو محسوب مىشود و حتّى جاره عبارتست از حرفى كه برايش سه معنا نقل نمودهاند:
١- انتهاء غايت.
٢- تعليل.
٣- بمعناى الّا استثنائيّه.
بايد توجّه داشت كه حتّى عاطفه در اين بحث مورد كلام و سخن نمىباشد زيرا بدون ترديد معطوف بآن بايد در حكم معطوف عليه داخل باشد و الّا عطف بىمعنا است لذا وقتى مىگويند: مات النّاس حتّى الانبياء.
چون حتّى عاطفه بوده معنا اينستكه انبياء نيز همچون ديگر مردمان از دنيا خواهند رفت پس انبياء با « الناس » در حكم مشتركند و معنا ندارد كه بگوئيم ما بعد