بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧١ - آراء در مسئله و بيان حق در آن
و ما نيز بآن قائل و معترف مىباشيم ولى اين معناى مفهوم نيست، زيرا اثبات حكم براى موضوعى ثبوت سنخ حكم نسبت بما عدايش را نفى نمىكند چنانچه در مفهوم لقب امر چنين است.
و حاصل كلام آنكه:
احترازى بودن قيد لازمهاش اين نيست كه آنرا به حكم ارجاع دهيم.
٣- تقييد بوصف دلالت مىكند كه علّت حكم وصف مىباشد پس لازمه آن اينستكه حكم ثبوتا و نفيا منوط بوصف بوده در نتيجه پس از فقدان و عدم آن حكم نيز منتفى گردد.
جواب
مشعر بودن وصف نسبت بعلّت حكم اگرچه امر مسلّم و حتمى است منتهى تا مادامى كه بحدّ ظهور نرسيده باشد نافع در دلالت بر مفهوم نيست.
٤- براى ثابت بودن مفهوم مىتوان به جملاتى استدلال كرد كه دلالتشان بر مفهوم ثابت و مسلّم است مثل فرموده پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:
مطل الغنىّ ظلم (تأخير انداختن شخص متمكّن و تسريع نكردن در پرداخت بدهى ظلم مىباشد).
جواب
بفرض بپذيريم كه اينجملات داراى مفهوم مىباشند باز نفعى بحال مستدلّ ندارد زيرا ما منكر آن نيستيم كه احيانا و در برخى از موارد بواسطه وجود قرينه تقييد بوصف بر مفهوم دلالت نمايد ولى مورد بحث چنين مواردى نبوده بلكه كلام در اينستكه آيا طبع وصف بتنهائى و بدون استناد بقرينه مقتضى مفهوم بوده يا چنين اقتضائى ندارد و در مثل مثاليكه ذكر گرديد قرينه قائم است بر اينكه منوط قرار دادن حكم به صفت « غناء » دلالت دارد بر اينكه مطل و بتأخير انداختن غير غنى ظلم