بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٨ - دوم - مفهوم وصف موضوع بحث
براى وصف بر مفهوم وجود ندارد از اينرو مثال مذكور دلالتى بر عدم وجوب زكات در غير گوسفند سائمه يا حيوان غير سائمه ديگر مانند شتر مثلا ندارد زيرا موضوع يعنى موصوفى كه در مثال « غنم » فرض شده مىبايد در مفهوم محفوظ باشد چه آنكه موضوع در مفهوم همان موضوع در منطوق است و ابدا در مفهوم متعرّض حكم موضوع ديگر نبايد گرديد نه اثباتا و نه نفيا پس آنچه از برخى از شافعيّه نقل شده كه گفته است:
قضيّه مذكور دلالت دارد بر عدم وجوب زكات در شتر معلوفه.
قطعا بىوجه و بدون اساس مىباشد.
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم مصنّف آنستكه:
وصف مورد بحث در اينجا، وصف و نعت نحوى نيست بلكه در دائرهاى اوسع و گستردهتر از آن مقصود و مراد مىباشد چه آنكه منظور از « وصف » هرامرى است كه براى قيد واقع شدن موضوع حكم صلاحيّت و شايستگى داشته باشد اعمّ از آنكه نعت نحوى بوده يا حال و يا تمييز و يا امثال اينها باشد.
چنانچه مورد بحث در اينجا از يك نظر خاصّ و محدود است و آن اينكه حتما موصوف و مقيّد بايد در كلام باشد لذا اگر موضوع حكم نفس وصف قرار گرفته باشد از محلّ صحبت در اينجا خارج بوده و در مبحث مفهوم لقب از آن سخن رانده مىشود نظير: السّارق و السّارقة فاقطعوا ايديهما.
در اينمثال حكم عبارتست از « وجوب قطع دست» كه موضوعش « السّارق » و « السّارقه » قرار گرفته و ايندو نفس وصف هستند چه آنكه موصوفشان « الرّجل » و « المرئه » مىباشند و اگر عبارت اينطور گفته شود « الرّجل السّارق و المرئة السّارقة فاقطعوا ايديهما» از امثله مورد بحث مىتوان آنرا قرار داد ولى با هيئت و تركيب فعلى قطعا در حيطه بحث داخل نمىباشد و جهتش آنستكه: