بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤١ - مسئله تعدد شرط و اتحاد جزا
اذا خفى الاذان فقصّر و اذا خفيت الجدران فقصّر.
( وقتى اذان شهر بگوش نرسيد نماز را شكسته بخوان و وقتى ديوارهاى بلد ديده نشد نمازت را قصر نما).
٢- آنكه جزاء براى تكرار قابليّت داشته باشد مانند غسل در مثال ذيل:
اذا اجنبت فاغتسل، اذا مسست ميّتا فاغتسل.
( وقتى جنابت برايت حاصل شد غسل نما و زمانيكه با ميّتى تماس پيدا كردى غسل نما).
حكم صورت اوّل
امّا حكم صورت اوّل:
بايد بگوئيم در صورتيكه به مفهوم قائل باشيم بين دو دليل تعارض واقع مىشود زيرا مفهوم جمله اوّل اينستكه:
وقتى اذان بگوش رسيد و مخفى نبود نماز بايد تمام خوانده شود چه ديوارهاى شهر مخفى شده يا مخفى نباشند چنانچه مفهوم جمله دوّم اينستكه:
وقتى ديوارهاى شهر مخفى نبود نماز را تمام بخوان اعمّ از آنكه اذان شهر بگوش رسيده يا مخفى باشد.
بنابراين چنانچه ملاحظه مىشود بين مفهوم هريك از دو جمله با منطوق ديگرى تعارض مىباشد از اينرو لازم است در ايندو جمله بيكى از دو وجه ذيل تصرّف شده و بدين ترتيب تعارض را علاج كنيم:
وجه اوّل: ملتزم مىشويم باينكه هريك از دو شرط از ناحيه ظهورشان در سببيّت مستقلّ (اين ظهور ناشى از اطلاقى است كه در مقابلش تقييد نمودن آن با واو عاطفه است) مقيّد به عطف با « واو » مىباشند در نتيجه شرط مركّب از دوتا بوده و بدين ترتيب هركدام جزء سبب بوده نه سبب تامّ قهرا دو جمله بمنزله يك جمله بوده كه مقدّم آن مركّب از دو شرط مىباشد يعنى مفاد و معناى مثال مذكور چنين