بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٥ - اثبات ظهور جمله شرطيه در امور سهگانه
است.
قوله: فانّها تدلّ على انّ المقدّم وضع فيها: ضمير در « فانّها » و « فيها » به جمله شرطيّه راجع مىباشد.
قوله: و على تقدير حصوله: يعنى حصول شرط و مقدّم.
قوله: فالتّالى حاصل عنده: يعنى عند حصول المقدّم.
قوله: اى يتلوه فى الحصول: ضمير فاعلى در « يتلوه » به تالى و ضمير مفعولى به مقدّم عود مىكند.
قوله: انّ المتبادر منها: ضمير در « منها » به جمله شرطيّه راجع است.
قوله: و هذا لا يمكن ان ينكره الّا مكابر: مشار اليه « هذا » تبادر ترتّب تالى بر مقدّم مىباشد.
قوله: فانّ هذا هو معنى التّعليق: مشار اليه « هذا » ترتّب تالى بر مقدّم مىباشد.
قوله: لا مفاد لها غيره: ضمير در « لها » به جمله شرطيّه و در « غيره » به تعليق راجع است.
قوله: و من هنا: يعنى و بخاطر همينكه مفاد جمله شرطيّه صرفا تعليق تالى بر مقدّم است.
قوله: سمّوا الجزء الاوّل منها شرطا و مقدّما: ضمير در « منها » به جمله شرطيّه راجع بوده و مقصود از « شرط » همان معناى ربطى و تعليقى مىباشد چنانچه هرمقدّمى بعنوان مقدّمى بودن مرتبط با تالى مىباشد.
قوله: فاذا كانت جمله انشائيّة: ضمير در « كانت » به جمله شرطيّه راجع است.
قوله: متضمّن لانشاء حكم تكليفى: مثل اينكه گفته شود: ان افطرت صومك فكفر (اگر روزهات را افطار نمودى واجب است كفّاره بدهى).
قوله: او وضعى: ان بعت فاقرء بالعربيّة (اگر بيع كردى پس صيغه آنرا بايد بعربى بخوانى).