بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٣ - اثبات ظهور جمله شرطيه در امور سهگانه
انتفاء شرط كه حكم بر آن معلّق شده حكم نيز منتفى است.
و اگر خبريّه بود يعنى تالى در آن متضمّن حكايت خبر باشد پس جمله شرطيّه دلالت مىكند بر تعليق حكايت حكم بر مقدّم اعمّ از آنكه محكىّعنه در خارج و واقع بر مقدّم مترتّب بوده كه در اينصورت حكايت با محكىّعنه مطابق مىباشد مانند اينكه مىگوئيم:
ان كانت الشّمس طالعة فالنّهار موجود.
( اگر خورشيد طالع باشد روز موجود است).
يا شرط بر آن مترتّب باشد يعنى عكس فرض گذشته نظير اينكه بگوئيم:
ان كان النّهار موجودا فالشّمس طالعة.
( اگر روز موجود باشد خورشيد درخشان و طالع است).
يا آنكه اساسا هيچ ترتّبى بين آندو نباشد نظير متضايفين در اينكلام:
ان كان خالد ابنا لزيد فزيد ابوه.
( اگر خالد فرزند زيد باشد پس زيد پدر او است).
و امّا دلالت جمله شرطيّه بر اينكه شرط منحصر و جواب صرفا موقوف بر آن است از اطلاق كلام استفاده مىشود زيرا اگر شرط ديگرى براى جزاء مىبود كه از شرط مذكور بدل محسوب مىشد يا احيانا با شرط واقع در كلام امر ديگرى مشترك بوده كه اجتماعا شرط و سبب براى جزاء مىبودند به بيانى بيشتر احتياج پيدا مىنموديم و مجبور بوديم كه در كلام از حرف « او » در صورت اوّل يا « واو » در فرض دوّم استفاده نمائيم و چون متكلّم رأسا از هيچيك استفاده نكرده و اساسا حرف عطف را در كلام ترك نموده درمىيابيم كه ترتّب جواب بر شرط بطور انحصار بوده و شرط مذكور در اينجهت مستقلّ مىباشد يعنى از اطلاق تعليق جزاء بر شرط و اينكه در مقدّم تنها يك شرط ذكر شده كشف مىكنيم كه تنها همين شرط مستقلّ در سببيّت بوده و قيد ديگرى با آن همراه نيست كما اينكه بدل و عدلى نيز ندارد زيرا در غير اينصورت بر حكيم لازم بود كه آن قيد يا عدل را بيان كند چه آنكه