بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢١ - حكم اينقسم از جملات شرطيه
و لا تكرهوا فتياتكم على البغاء ان اردن تحصّنا.
( دختران جوان خود را بر عمل فحشاء و ناروا مجبور نكنيد اگر قصدشان عفّت و پاكدامنى است).
شرط عبارتست از « اردن تحصّنا» و تالى و جواب « لا تكرهوا» مىباشد، در اينمثال نيز فرض اكراه بر فحشاء ممكن نيست مگر پس از فرض اراده عفّت و قصد پاكدامنى از ناحيه دختران زيرا در صورت تمايل و رغبت ايشان بآن جائى براى اكراه و اجبار نيست و باصطلاح موضوع اكراه منتفى مىباشد.
حكم اينقسم از جملات شرطيّه
اصوليّون باتّفاق كلمه فرمودهاند كه اينقسم از جملات شرطيّه مفهوم ندارند زيرا انتفاء شرط معنايش انتفاء موضوع حكم بوده و پرواضح است با انتفاء موضوع يعنى مقدّم معنا ندارد كه حكم بانتفاء تالى شود مگر بنحو سالبه بانتفاء موضوع و در قضاياى سالبه بانتفاء موضوع هرگز حكم بانتفاء نمىتوان نمود بلكه حكم از رأس منتفى بوده است چه آنكه فرقى است واضح بين حكم بانتفاء و منتفى بودن حكم در نتيجه براى قضيّه شرطيّه در دو مثالى كه گذشت مفهوم نمىباشد لذا در مثال اوّل نمىگويند:
اگر فرزندى خداوند بشما نداد پس او را ختنه نكن.
چنانچه در مثال دوّم نمىتوان گفت:
اگر دختران اراده عفّت نداشتند پس آنها را بر عمل فحشاء اكراه كنيد.
ب: آنكه جمله براى بيان موضوع نباشد يعنى حكم در تالى منوط بشرط بوده بطورى كه فرض آن بدون شرط ممكن باشد مانند اينكه بگوئيم:
ان احسن صديقك فاحسن اليه.
( اگر دوست شما احسان نمود شما نيز بوى نيكى بنما).
شرط عبارتست از « احسن صديقك» و تالى و جواب جمله « فاحسن اليه»