بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٢ - حكم اينقسم از جملات شرطيه
مىباشد.
در اينمثال فرض احسان به صديق عقلا موقوف به فرض صدور احسان از وى نمىباشد زيرا احسان به دوست امر ممكنى است اعمّ از آنكه او احسان نموده يا ترك آن بنمايد.
اينقسم از جمله شرطيّه در مسئله ما مورد نزاع بوده و مرجع آن باين است كه حضرات در دلالت جمله شرطيّه بر انتفاء حكم در صورت انتفاء شرط با يكديگر به نزاع برخاستهاند آنانكه براى جمله مزبور بمفهوم قائل شدهاند مىگويند:
از طبع تعليق جزاء بر شرط كشف مىكنيم كه نوع حكم مورد تعليق همچون وجوب در صورت انتفاء شرط منتفى است و كسانيكه مفهوم را منكر هستند اين معنا را تصديق و اقرار ندارند.
تبصره
سرّ اين نكته كه گفتيم « نوع حكم» آنستكه:
شخص هرحكمى در قضيّه شرطيّه يا غير آن بانتفاء موضوعش يا بواسطه فقدان يكى از قيود موضوع منتفى مىگردد اعمّ از آنكه براى قضيّه مفهوم بوده يا مفهومى ثابت نباشد لذا نمىتوان مراد از حكم، شخص حكم باشد و قهرا نوع منظور و مقصود است.
و بهرتقدير در ثبوت مفهوم براى قضيّه شرطيّه دو قول است كه اقواى آندو اينستكه اينجمله بر انتفاء حكم در صورت انتفاء شرط دلالت دارد.
بيان مراد
قوله: يدلّ منطوقها: يعنى منطوق جمله شرطيّه.
قوله: بالوضع: در صورتيكه وضع ثابت باشد.
قوله: على تعليق التّالى فيها: ضمير در « فيها » به جمله شرطيّه راجع است.