بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٠ - اول - مفهوم شرط و بيان محل نزاع در آن
طبع التّعليق على الشّرط انتفاء نوع الحكم المعلّق- كالوجوب مثلا- على تقدير انتفاء الشّرط.
و انّما قلنا (نوع الحكم)، لأنّ شخص كلّ حكم في القضيّة الشّرطيّة او غيرها ينتفي بانتفاء موضوعه أو أحد قيود الموضوع، سواء كان للقضيّة مفهوم أو لم يكن.
و في مفهوم الشّرطيّة قولان اقواهما أنّها تدلّ على الانتفاء عند الانتفاء.
ترجمه:
اوّل- مفهوم شرط و بيان محلّ نزاع در آن
شكّى نيست در اينكه منطوق جمله شرطيّه از نظر وضع واضع دلالت مىكند بر اينكه تالى و جواب در آن بر مقدّم و شرط كه در جاى فرض و تقدير واقع است معلّق مىباشد.
جمله شرطيّه بدو نحو ممكنست آورده شود:
الف: آنكه بمنظور بيان موضوع حكم آورده شده يعنى مقدّم نفس موضوع حكم باشد و آن در موردى است كه حكم واقع در تالى منوط باشد بشرطى كه در مقدّم آمده بطورى كه فرض حكم بدون آن اصلا معقول و متصوّر نيست مانند اينكه گفته شود:
ان رزقت ولدا فاختنه.
( اگر خداوند متعال بشما فرزندى عنايت فرمود او را ختنه كن).
شرط عبارتست از « رزقت ولدا» و تالى و جواب « فاختنه » مىباشد، در اينمثال فرض ختنه كردن ولد معقول و متصوّر نيست مگر پس از وجودش، پس حكم بختان كه در تالى قرار گرفته منوط است به وجود ولد كه شرط بوده و بدون شرط اساسا حكم مذكور ممكن نيست.
و از همين قبيل است فرموده حقتعالى: