بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٤ - تعاريف ديگر براى مفهوم و منطوق و اعراض مصنف(ره) از آنها
نزاع خارج است زيرا محلّ صحبت آنجائى است كه نوع جمله همچون نوع جمله شرطيّه بدون دخالت قرينه و تجرّد كلام از آن بر مفهوم دلالت داشته يا اين دلالت منتفى باشد.
بيان مراد
قوله: مفهوم يدلّ عليه: ضمير در « عليه » به مفهوم و در « يدلّ » به كلام راجع است و جمله « يدلّ عليه» صفت است براى « مفهوم » .
قوله: فهو ظاهر فيه: ضمير « هو » به كلام و در « فيه » به مفهوم عود مىكند.
قوله: فيكون حجّة من المتكلّم على السّامع: ضمير در « يكون » به مفهوم راجع بوده و اينجمله نتيجه است براى ظاهر بودن كلام در مفهوم بنابراين اگر مولا به بندهاش گفت:
اكرم العالم اذا كان عادلا.
سپس بندهاش عالمى را كه فاقد عدالت است اكرام نمود مولى مىتواند در مقام احتجاج باو بگويد:
چرا فاقد العدالة را اكرام نمودى و وى را بر اين ارتكاب مخالفت مؤاخذه و سياست نمايد.
قوله: و من السّامع على المتكلّم: مثلا در مثال فوق اگر بنده به عالم عادل دست نيافت مولا نمىتواند بوى بگويد: وقتى عادل نيافتى مىبايد مطلق عالم و لو فاسق را اكرام مىنمودى.
زيرا عبد با حجّتى كه در دست دارد مىگويد:
طبق گفته خود شما اكرام غير عادل واجب نبود تا امتثالش بر من لازم باشد.
قوله: كسائر الظّواهر الاخرى: نظير اطلاقات و عمومات.
قوله: حينما يقولون مثلا الخ: يعنى هنگاميكه اصوليّون و علماء مىفرمايند الخ.