بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٦ - مقصود از منطوق
صحبت مىشود، پس مقدّمه مشتمل به سه مبحث مىباشد:
١- معناى كلمه مفهوم
كلمه مفهوم بسه معنا اطلاق مىشود:
الف: مدلول لفظى كه معنا از آن فهميده مىگردد، بنابراين مفهوم باينمعنا با كلمه « مدلول » هم سياق مىباشند اعمّ از آنكه معنا مدلول لفظ مفرد بوده يا از جمله بدست آيد چنانچه تفاوتى نيست در اينكه معنا مدلول حقيقى بوده يا مجازى باشد.
ب: معناى مقابل مصداق، بنابراين مراد از مفهوم هرمعنائى است كه فهميده شود اگرچه مدلول لفظ نباشد البتّه مفهوم باينمعنا اعمّ از مفهوم بمعناى اوّل و غير آن مىباشد.
ج: معناى مقابل منطوق و اين اخصّ از دو معناى اوّل و دوّم است و در مورد بحث همين معنا مقصود و منظور است و بايد توجّه داشت كه مفهوم باينمعنا اصطلاح اصولى است كه بمدلولات التزامى جملات تركيبى اختصاص دارد اعمّ از آنكه جمله مزبور انشائى بوده يا اخبارى باشد از اينرو بمدلول مفرد مفهوم اطلاق نمىشود اگرچه از مدلولات التزامى محسوب گردد.
مقصود از منطوق
مقصود از منطوق، معنائى است كه نفس لفظ فى حدّ ذاته بر آن دلالت داشته بطوريكه لفظ حامل و قالب براى آن باشد، پس معنى را از باب تسميه مدلول باسم دالّ منطوق مىخوانند و بخاطر همين منطوق را فقط بمدلول مطابقى اختصاص دادهاند اگرچه معناى مجازى بوده كه لفظ بكمك قرينه در آن استعمال شده باشد بنابراين مفهومى كه در مقابل منطوق است عبارت از معنائى است كه لفظ حامل و قالب آن نبوده و بدلالت مطابقى بر آن دلالت نكند ولى دلالتش بلحاظ اينكه معناى مزبور لازمه مفاد جمله آنهم بنحو لزوم بيّن بمعناى اخصّ است صورت گيرد و بخاطر