بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٧ - آيا اخلاق قابل تغيير است؟
مىآيد و هربار كه به ميدان جنگ قدم مىگذارد، روحيهاش قوىتر و شجاعت او بيشتر مىشود و ترس او مىريزد؛ و يا كسى كه حريص است و از انفاق آن بخل مىورزد، بايد فكر كند كه در نهايت، نه ما براى مال باقى مىمانيم و نه مال براى ما مىماند و ارزش مال به اين است كه انسان با آن كارهاى خير انجام دهد. وقتى كه او چنين فكرى كرد و يا مربّى اينگونه افكار سودمند را به او تلقين نمود، آنوقت كمى از بخل وى كاسته و ديد او كمى روشنتر مىشود و بر اثر تكرار و با صبر و حوصلهاى كه او يا مربىاش خواهند داشت، كمكم كسى كه بخيل بود، بعد از مدتى صفت بخل از او زايل مىشود و به جاى آن ملكه سخاوت مىآيد.
خلاصهء اين قسم از كليات علم اخلاق اين شد كه طرز تربيت در آغاز، ايجاد فكر و علم و به منصه عمل رساندن و تكرار علم است؛ به گونهاى كه به سرحد علم ثابت و ملكهء حسنه برسد و اخلاق بد را زايل كند.
آيا اخلاق قابل تغيير است؟
مطلب ديگر از قوانين و كليات علم اخلاق اين است كه آيا اساسا اخلاق قابل تغيير است؟ در اين مسئله از طرف فلاسفه و اهل بحث سه نظر ابراز شده:
[١] يك عده بهطور كلى معتقدند اخلاق بد يا خوب زوالپذير نيست. آنكه خلق او خوب است، هميشه خوب است و آنكه خلق بد دارد، هميشه بد است و يا كسى كه اخلاق خوب و بد هر دو را دارد، هيچكدام قابل تغيير نيست و اينگونه نيست كه انسان خوپذير باشد، و گفتهاند كه اساسا خلق، تابع مزاج است؛ مثلا كسى كه مزاج او دموى است، يعنى خون او كثيف است و يا زياد خون دارد، اين شخص عصبانى مزاج و تندخو است و اين خلق قابل زوال نيست و همچنان كه مزاج او تغييرناپذير است، خلقى او هم كه پيرو مزاج