بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٩٣ - تأثير تسليم و رضا بر زندگى
باشد و بدون تشويش و ناراحتى روحى زندگى كند و به اصطلاح آب خوش از گلويش پايين برود. رسيدن به چنين آرامشى كه خواسته همه افراد بشر است از نظر علماى اخلاق، با داشتن صفاتى مانند تسليم و رضا و توكل امكانپذير است؛ يعنى اگر كسى تسليم قضا و قدر الهى و راضى به رضاى خدا باشد، در زندگى خود نگرانى نخواهد داشت. به قول حافظ:
رضا به داده ده از جبين گره بگشاى كه بر من و تو درِ اختيار نگشوده است
مقصود حافظ از اينكه مىگويد: «بر من و تو در اختيار نگشوده است»، اين نيست كه ما در كارهاى خود مجبور هستيم. مقصود او اين است كه كار اين جهان و نظام آفرينش به دست ما نيست؛ بلكه به دست خداوندى است كه هرچه پيش مىآورد، خوب است. در نتيجه ما بايد راضى باشيم و گره و چين بر پيشانى ما ظاهر نشود. صفت تسليم و رضا، در اثر شناخت خدا به دست مىآيد و به انسان اطمينان قلب و سكون خاطر مىدهد و ديگر پريشان احوال نيست.
در اين عالم گاهى براى انسان حوادثى پيش مىآيد كه با طبع و ميل او ناموافق و ناسازگار است؛ مثلا ممكن است فرزند انسان در جنگ شهيد شود كه معمولا به علت علاقهاى كه به فرزند خود دارد، اين امر براى او ناگوار است و يا مال و آبرو و حيثيت او از بين برود و يا مريض شود. اين قبيل حوادث، در دنيا، چه براى خداپرست و چه غير او، فراوان روى مىدهد؛ اما انسان الهى به اين حوادث و پيشامدهاى ناگوار روزگار، خوشبينانه نگاه مىكند و خاطر خود را آسوده مىسازد و به اصطلاح فلسفهء او فلسفهء خوشبينى است.
فلاسفه جهان دو قسماند: يك عده به عالم و حوادث آن نگاهى خوشبينانه دارند و عدهاى ديگر بدبين هستند و طرز تفكر آنها اين است. بسيارى از ماديگرايان گرچه ممكن است اظهار نكنند، ولى به اين جهان مطمئن نيستند و هميشه نگراناند.