بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٠ - قواى چهارگانه روح
حكم چهار وزير را براى روح دارند و مهمترين قوا، عقل است كه تلاش مىكند مملكت تن و بدن، تحت پادشاهى روح و نفس به خوبى اداره شود و كارى مىكند كه روح از امر و نهى او سرپيچى نكند تا بتواند مملكت بدن را در مسير صحيح قرار دهد و در تهيه اسباب سفر عالم آخرت او را كمك كند. اما متأسفانه كار قوهء شهوت مخالفت با عقل و دخالت در كار آن است و تلاش مىكند روح را تحت تسلط خود قرار دهد و او را در مسير شهوت و مشتهيات نفسانى، مانند خورد و خوراك و پوشاك و لباس و خوشگذرانى و لذت جنسى، قرار دهد.
اگر قوهء غضب نيز منحرف شود، درصدد برمىآيد كه براى آزادى عمل خود ، روح را فريب دهد و با سرپيچى از فرمان عقل، مانند درندگان به ظلم و ستم بپردازد.
اما قوهء واهمه گاهى از مسئوليت خود، كه درك معانى جزئى است، مانند درك محبت و عداوت ديگران در مورد خود، فاصله مىگيرد و به خيانت و فريبكارى و فتنه مىپردازد و دوست دارد كه نفس و عقل مطيع و فرمانبردار فريب و شيطنت او باشند.
بدين جهت، به سبب اختلاف خواستههاى اين چهار قوا، مملكت بدن ميدان جنگ و درگيرى و كشمكش آنها مىشود: اگر قوهء عقل غلبه كند، در بدن و تن انسان آثار فرشتگان و اعمال آنها ظاهر مىشود؛ اگر قوّهء شهوت غالب شود، آثار و افعال چهارپايان آشكار مىگردد؛ در صورتى كه قوهء غضبيّه پيروز شود، كارهاى درندگان ظاهر شود؛ و اگر قوهء واهمه غلبه كند، آثار و افعال شياطين در مملكت تن، بروز مىكند.
پيوسته كشمكش بين اين دو قوا وجود دارد؛ تا اينكه يكى از آنها به طور كامل غلبه كند و ديگر قوا مغلوب و محكوم او گردند. در اينجاست كه همواره آثار آن قوهء حاكم، از نفس سر مىزند و صاحب آن داخل در عالم آن مىشود. بنابراين اگر سلطنت از آن قهرمان عقل باشد، در مملكت نفس، آثار ملائكه و