بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٦٤ - دنيا و مراحل وجودى انسان
مولوى ترتيب وجود انسان را بيان مىكند و مىگويد ما جماد و غذا بودهايم و بعد نطفه شدهايم. وقتى نطفه به جدار رحم اتصال پيدا كرد و جذب رحم شد، به عالم نباتى آمده است؛ نظير دانه گندم كه تا روى زمين است، به صورت جماد است، ولى با سنگريزه تفاوت دارد؛ چون سنگريزه را اگر در زمين بپاشند، سبز نمىشود؛ اما دانه گندم را كه در زمين بپاشند، سبز مىشود. گندم كه جماد است، وقتى زير زمين قرار گرفت، كمكم زمين روى آن اثر مىگذارد؛ مثل تخممرغى كه مرغ روى آن مىخوابد و گرمى آن اثر مىگذارد و جوجه مىشود. زمين وقتى روى دانه اثر گذاشت، دانه نفس ناميه پيدا مىكند و نمو مىكند. پس دانه گندم از عالم جمادى به عالم نباتى آمده است. نطفه هم تا وقتى زمانى كه جزء وجود پدر بود و جذب رحم نشده ، جماد است؛ ولى به جدار رحم كه چسبيد، درست مانند دانه گندم است كه در زمين پاشيده شده است، شروع به رشد مىكند و از جمادى مىميرد و نامى مىشود. مىگويند تغذيه نطفه در رحم نباتى است و اين غير از تغذيه حيوانى است كه موجود زنده با اراده و علم و شعور خود، نيازش را تشخيص مىدهد؛ مانند ما كه وقتى احساس گرسنگى مىكنيم، جوابگوى گرسنگى خود را نان تشخيص دادهايم و تأمين آن با حركت ارادى است؛ مثلا دست دراز مىكنيم و غذا را برمىداريم و به دهان مىگذاريم و مىجويم و فرو مىبريم. اما از اين مرحله به بعد، به حركتهاى طبيعى بدن ما تحويل داده مىشود. اين تغذيه حيوانى است؛ يعنى طرز تغذيهء موجود زنده است. نطفه تا وقتى در رحم است و روح به آن دميده نشده است و از راه ناف و خون طبيعى - كه وقتهاى ديگر به صورت عادت ماهانه از زنها خارج مىشود - تغذيه مىكند. لولهء ناف جنين، مثل ريشههاى گندم است كه در زمين دوانده مىشود. اين معناى از جمادى مردم و نامى شدم است.