بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٦٥ - اخلاق كيف نفسانى يا حركت جوهرى؟
و تجردش با صورتها متحد است و كمترين جدايى و تنافرى از يكديگر ندارند.[١]
براى اين مطلب مثالى مىزنيم: مثلا براى تخممرغ دو جور تكامل مىشود در نظر گرفت: يكى اينكه تخممرغ را خوب شستوشو و تميز كنيم تا صاف و شفاف شود؛ بهگونهاى كه ديگر هيچ آلودگى نداشته باشد و بعد نقش زيبايى هم روى آن بكشيم و از لحاظ ظاهرى آن را آراسته كنيم. اين نوع تكامل كه به آن تكامل در كمالات ثانويه مىگويند، مربوط است به ظاهر تخممرغ و ارتباطى به ذات آن ندارد. اين را مىگويند تكامل در كمالات ثانويّه. گاهى هم تخممرغ را زير بال مرغ مىگذاريم و بعد از مدتى تبديل به جوجه مىشود. در اينجا هم تخممرغ تكامل يافته، اما نه تكامل ظاهرى و عرضى؛ بلكه ذات و جوهرهء وجودى آن رو به تكامل رفته و با حركت جوهرى تبديل به جوجه شده است.
اخلاق كيف نفسانى يا حركت جوهرى؟
در باب علم هم يك نظريه اين است كه علم عرض است و همه نفوس، در ابتدا در يك رتبهاند و با كسب علم و دانش در كمالات ثانويه تفاوت پيدا مىكنند.
همانطور كه قرآن مىفرمايد:
{/و اللّهُ أخْرجكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمّهاتِكُمْ لا تعْلمُون شيْئاً و جعل لكُمُ السّمْع و الْأبْصار و الْأفْئِدة لعلّكُمْ تشْكُرُون؛/}[٢] خداوند شما را از شكمهاى مادرانتان خارج كرد در حالى كه هيچ نمىدانستيد و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد كه خدا را به پاس احترام نعمت چشم و گوش و قلب شكر گزاريد.
ولى عدهاى از فلاسفه مىگويند تعقل و تعلّم و عالم شدن به اين است كه نفس با وجود ذهنى معقول و معلوم، متحد مىشود و علم جزء ذات نفس مىگردد.
[١] منظومهء حكمت، ملا هادى سبزوارى، وجود ذهنى، ص ٣٧.
[٢] نحل (١٦) آيهء ٧٨.