بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٣ - بىنهايتطلبى انسان
علاوه بر بٌعد و جهت انسانيّت، داراى بعد حيوانيت است و مانند حيوانات، شهوت غذا و ميل جنسى دارد؛ با اين تفاوت كه مثلا شهوت غضب در حيوانات، محدود و كم است، اما در انسان نامحدود است. همچنين مورچه كه حيوانى حريص است، فقط آذوقه يك زمستان را جمع مىكند؛ ولى اگر انسان به مالاندوزى افتاد، بىاندازه حريص و طمعكار است و اگر به مقتضاى غضب خود در مسير سلطهگرى بر ديگران باشد، مىخواهد همه عالم را بگيرد. انسان موجودى است كه در مالاندوزى و جمع ثروت دنيا و سلطهجويى بر ديگران، بىنهايتطلب است. امام سجاد (ع) مىفرمايد:
منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا؛ [١] دو گرسنهاند هيچ وقت سير نمىشوند: طالب علم و طالب دنيا.
از نظر علمى هم هرچه بر علم انسان افزوده شود، بيشتر ميل دارد حقايق را كشف كند و رموز عالم را بفهمد.
بنابراين رمز اينكه انسان در مسير مشتهيات نفسانى و يا غضب بىنهايت پيش مىرود، اين است كه طبع او چنين اقتضايى دارد و چه بسيار به ازدياد مال و فزونطلبى مغرور و مفتون مىشود و اگر سعادت يار او باشد و به حكم عقل و دين عمل كرد، بىنهايت رو به كمال مىرود و اگر از راهنمايى عقل و دين محروم ماند، بىنهايت دنبال مفاسد مىرود و اين شأن و اقتضاى نفسانى را قرآن از زبان همسر پادشاه مصر چنين معرفى مىكند:
و ما أُبرِّئُ نفْسِي إِنّ النّفْس لأمّارةٌ بِالسُّوءِ إِلاّ ما رحِم ربِّي؛ [٢] به يقين نفس انسان بسيار فرماندهنده به بدى است، مگر اينكه خدا رحم كند.
نباشم به دل هيچگاه خودستا نگويم نرفتم به راه خطا
كه خود نفس اماره بر راه بد همه مردمان را گهى مىبرد
جز آنكس كه او را خداى غفور بفرمود از راه بطلان به دور[٣]
[١] اصول كافى، كتاب فضل العلم باب المستأكل بعلمه، ح ١.
[٢] يوسف (١٢) آيهء ٥٣.
[٣] قرآن منظوم، اميد مجد.