بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٢ - لذت و الم قواى چهارگانه
نفس، او خود را به اين مرحله رسانده است، و اگر از عقل پيروى كند، از حيوانات هم پستتر خواهد بود: {/«أُولئِك كالْأنْعامِ بلْ هُمْ أضلُّ أُولئِك هُمُ الْغافِلُون[١]؛ آنان مانند حيوانات بلكه پستترند، آنها غافلاناند». انسان با وجود داشتن قوهء عقل كه وسيله هدايت و سعادت است، منحرف شده است، اما حيوانات چنين مددكارى ندارند.
لذت و الم قواى چهارگانه
دانسته شد كه انسان چهار قوهء اساسى دارد كه بقيه قواى ظاهرى و باطنى تحت فرمان آنها هستند. نكته ديگر اين است كه هريك از قواى چهارگانه لذت و المى دارند و لذت هركدام در رسيدن به چيزى است كه مقتضاى طبيعت و ذات آنها است و براى آن خلق شدهاند و درد و الم آنها نيز در خلاف آن و نرسيدن به مقصود است؛ مثلا چون مقتضاى عقل و سبب ايجاد آن، معرفت و آگاهى به اشيا است، لذت آن به درك معارف و حقايق، و درد و رنج آن در جهل و بىخبرى و حيرت او است؛ همچنين چون مقتضا و متناسب با قوّهء غضب، قهر و غلبه و انتقام مىباشد، از غلبه و تسلط بر ديگران لذت مىبرد و از مغلوب و محكوم شدن رنج مىبرد؛ و قوهء شهوت چون براى تحصيل غذا و لذايذ جنسى و رسيدن به اشتهاهاى نفسانى است، ازاينرو، لذت آن در رسيدن به آنها است و درد و الم آن در محروميت و منع از آنها؛ و نيز لذت قوهء وهم، كه رهزن عقل است، در شيطنت و خدعه و فريب است و رنجش، در ناكامى در اين امور مىباشد.
گاهى قوهء شهوت بر ساير قوا مسلط مىشود؛ به طورى كه اكثر شوق و توجه انسان در خوردن، آشاميدن، جماع، نكاح و ساير لذتهاى شهوانى، تمركز مىيابد. چنين شخصى بايد نام حيوانات بر خود بگذارد و درخور نام انسان
[١] اعراف (٧) آيهء ١٧٩.