بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٦ - قدم اول در تهذيب
در اين آيه، مقصود صعود مكانى نيست؛ چون خداوند جسم نيست تا در بالا باشد و از آن طرف اعتقادات حق هم جسمانى نيستند تا مانند سنگ از پايين به بالا بروند و آن را به بالا پرتاب كنند. بنابراين مقصود، صعود معنوى است؛ يعنى نقص آن كم مىشود. به تعبير قرآن چيزى كه آن را بالا مىبرد، عمل صالح است: و العمل الصّالح يرفعه. رفع، يعنى فاصلهاش از مبدأ حركت كاسته مىشود و صعود، يعنى فاصلهاش از انتها كمتر مىشود و چيزى كه فاصله كلام طيّب، مثل اعتقاد به توحيد و «لا اله الاّ اللّه»، را از پايين زياد و از بالا كم مىنمايد، عمل صالح است. بزرگان اين آيه را دليل بر اين مطلب مىدانند كه اعتقاد و علم در عمل تأثير دارد و هرچه عمل بر طبق اعتقاد بيشتر انجام شود، آن اعتقاد پابرجاتر مىگردد.
پس يكى از كليات و قوانين علم اخلاق اين است كه براى پرورش خود يا ديگران به اخلاق پسنديده و از بين بردن اخلاق ناپسند، در قدم اوّل فكر و عقل خود را، و لو به كمك ديگران، به كار بيندازيم و حقايق و علوم عملى را در ذهن و نفس خود به وجود بياوريم و تحت تربيت مربّى خوب و يا مطالعه كتابهاى سازنده، جنبههاى علمى خود را تقويت كنيم و به تدريج اندوختههاى ذهنى خود را به كار بگيريم و آنها را در عمل تجربه كنيم. اينجا است كه هر درجهاى از علم، منشأ عمل مىشود و همان عمل، درجه علم را بالا مىبرد، در نتيجه، تبديل به خلق و خوى هميشگى ما مىشود.
مثال: كسى كه از صحنههاى جنگ وحشت مىكند، اول بايد درباره فضيلت جهاد در راه خدا بينديشد و بداند فداكارى از بالاترين فضيلتهاى انسانى است و باعث قرب به درگاه خدا مىشود. اين شخص چنين افكار و علوم نظرى را بايد داشته باشد تا اقدام كند و با خود بگويد بايد بر خدا توكل كرد و اگر خداوند نخواهد، لطمهاى به من نمىرسد. به دنبال اينگونه فكرها، عمل