بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٣٩ - طلوع معارف از باطن
حقيقى آن است كه ما همه وجود خود را در اختيار خداوند قرار دهيم و به او بسپاريم و آن، به پاكى نيتهاى ما از اغراض و اهداف غير الهى و دورى از هوسهاى نفسانى است. اگر زبان به سخن مىگشاييم و اگر حركت مىكنيم، براى خدا باشد و رفتارهايمان براى هوسها و آرزوهاى دنيايى، و خوشآمد و تحسين اين و آن نباشد. از آنجا كه ما بنده و ملك خدا هستيم، بايد زندگى و كار و سخن و همه چيز ما براى او باشد.
طلوع معارف از باطن
در اين حديث كه در صدر گفتار آمده دو احتمال داده شده است. يكى اينكه در اثر اخلاص لله، علوم و معارفى از باطن خود فرد خالص، طلوع مىكند؛ مثل آب گوارا كه از باطن زمين، از چشمهسارها جريان مىيابد و چهبسا از محدودهء چشمه فراتر رود و به اطراف خود هم ريزش كند، و به قول فلاسفه الملآن يوجب الفيضان؛ پرى و فراوانى موجب فيض و ريزش مىشود. هرگاه آب ظرف زياد آمد، سر مىرود و لبريز مىشود. اگر فردى الهى و معنوى شد و همهء هستى او براى خدا شد، از قلب او علوم و حقايقى به فكرش مىآيد و به زبانش جارى مىشود و به ديگران سرايت مىكند؛ مثل آب چشمهاى كه جارى مىشود و خير و نفعش به مردم مىرسد.
به دست آوردن اخلاص به اين است كه انسان خود را از هوسهاى نفسانى و دلخواه، منزّه نگه دارد. دلخواه بدين معنا است كه مثلا شهوت شكمپرورى مىخواهد انسان را به پرخورى و نظرهاى ناپاك و گناهان ديگر بكشاند و قوهء غضب مىخواهد او را به غيبت و تهمت و ظلم به بندگان خدا و زيردستان وادار كند. پيروى از خواسته دل و هواى نفس يعنى دنبال چنين امورى رفتن؛ به گونهاى كه وقتى حرف مىزنيم، از روى شهوت شهرتطلبى و مطرح كردن