بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٩١ - هشدار به گنهكاران
اينگونه است كه به تدريج آنها را از قابليت دريافت رحمت خود دور مىسازد؛ بدين گونه كه پيوسته به آنها نعمت و فرصت مىدهد و هرچه خطا و گناه بيشتر مىشود، خداوند هم نعمت خود را بيشتر مىكند و استغفار را از ياد آنها مىبرد و كمكم آنان را نابود مىكند. بدون اينكه خودشان متوجه باشند و با افزايش نعمت رو به نقمت و نابودى مىروند. اين هشدار بزرگى است به همه كسانى كه به غرور مال و ثروت و يا قدرت و... مبتلا شدهاند و متوجه نيستند كه در حال سقوط و نابودى هستند. نام اين عمل در اصطلاح قرآن استدراج است. خداوند مىفرمايد:
/فذرْنِي و منْ يُكذِّبُ بِهذا الْحدِيثِ سنسْتدْرِجُهُمْ مِنْ حيْثُ لا يعْلمُون `و أُمْلِي لهُمْ إِنّ كيْدِي متِينٌ؛ [١] اى رسول ما، تو كيفر تكذيبكنندگان و منكران قرآن را به من واگذار كه ما آنها را از آنجا كه نفهمند (و گمان نعمت كنند)، به عذاب سخت درافكنيم، و به آنها مهلت مىدهم و البته كيد و تدبير من قوى و بسيار سخت است.
مكر و تدبير خداوند مثل سياستبازان نيست كه فقط براساس ماديات حساب كنند و از خيلى جهات ديگر غافل باشند و قصد آنها به هم زدن جامعه و سوءاستفاده از ديگران باشد.
على (ع) مىفرمايد:
يا ابن آدم، اذا رأيت سبحانه يتابع عليك نعمه و انت تعصيه فاحذره؛ [٢] اى فرزند آدم، وقتى ديدى پروردگار سبحان تو، پيوسته نعمتهايش را بر تو فرو مىريزد در حالى كه او را عصيان و نافرمانى مىكنى، در اين موقع از خدا بترس و حذر كن.
و بدان كه مورد آزمايش و امتحان قرار گرفتهاى و اين مهلت دادن تو را مغرور نكند.
اگر هر روز غرق گناهى و خودت هم مىدانى قابليت نعمت ندارى، ولى خداوند به تو لطف و احسان مىكند و نعمتهايش را بر تو سرازير مىكند، مريض
[١]قلم (٦٨) آيات ٤٤ و ٤٥.
[٢] نهج البلاغه، كلمه قصار، ٢٥٢.