بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣١٧ - غرور اهل تدريس و امامت
را بداند و بفهمد چه چيزى او را به خدا نزديك مىكند و چه چيزى او را دور مىكند، و عالم به آفات طريق و فراز و نشيبها و مشكلات آن باشد، از غرور خود دورى مىكند و در هيچ كارى شيطان او را فريب نمىدهد. زيرا هركه خود را به بندگى و ذلّت شناخت و پى برد در اين دنيا غريب و بيگانه از شهوات حيوانى است، مىداند شهوات به حال او مضرّ است و آنچه موافق طبع او است معرفة الله و نظر به وجه الله است پس نفسش به شهوات دنيا آرامش نمىيابد و هركه پروردگار خود و دنيا و آخرت و لذّات آن را شناخت در قلب او حب خدا و رغبت به جهان آخرت و انزجار از دنيا و لذّات آن پيدا مىشود.
و وقتى اين اراده در قلب او غلبه يافت نيّت وى در همه امور صحيح مىشود پس اگر غذا بخورد و يا مشغول كار ديگرى شود قصدش از آن، استعانت بر پيمودن طريق آخرت است و هر غرورى كه منشأ آن جذب اغراض دنيايى و جاه و مال باشد از وى دفع مىشود و تا وقتى دنيا در نظرش از آخرت محبوبتر و هواى نفسش از رضايت خداوند محبوبتر باشد نمىتواند از غرور خلاصى يابد:
فالاصل فى علاج الغرور آن يفرغ القلب من حبّ الدّنيا و يغلب عليه حبّ الله حتّى تتقوّى به الارادة و تصحّ به النّية و يندفع به الغرور.
پس اصل در علاج غرور اين است كه قلب مغرور از حب دنيا خالى شود و حبّ خدا بر قلب او غلبه كند تا ارادهاش قوى و نيت او صحيح شود و غرورش دفع گردد.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
بدان تو هرگز از تاريكيهاى غرور و آرزو خارج نمىشوى مگر به صدق بازگشت به سوى خدا و تسليم براى او و شناخت عيوب احوالت... و اگر راضى به راه و روش خود هستى پس هيچكس از تو بدبختتر و ضايعكننده عمر نيست پس حسرت روز قيامت را از خود باقى گذاردى. [١]
[١] براى توضيح بيشتر مراجعه كنيد به جامع السعادات، ج ٣، مقام رابع، ص ٣١ و مصباح الشريعه، باب ٣٦.