بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٠٤ - اراده و اختيار انسان از اسباب عالم است
كه غير از اسباب و واسطههايى كه دارند يكى از اسباب آنها ارادهء انسان است و از اجزاء علت آنهاست و بعضى امور در وجود يافتن آنها، اراده و علم و مشيّت بشر واسطه نيست و جزء علل و اسباب آنها نشده است.
اراده و اختيار انسان از اسباب عالم است.
يكى از موجودات نور آفتاب است كه به واسطهء آنروز به وجود مىآيد و يا نور برق سبب روشنايى مىشود. در نور آفتاب ارادهء بشرى جزو واسطههاى آن نيست، ولى در نور برق علم و آگاهى و اراده انسانها دخالت دارد. همچنين همين تكلم بنده و شنيدن شما بىسبب به وجود نمىآيد و يكى از اسباب آن اراده من و شما است؛ چون بنده و شما قرار درس گذاشته و وقت تعيين كردهايم و نتيجه اين شده كه اكنون در جلسه درس حضور يافتهايم. پس اين كار ما از حكم موجودات ديگر مستثنا نيست و همانطور كه ساير موجودات و حوادث در اثر اسباب متناسب با خود به وجود آمدهاند و از خداوند واجب الوجود براساس قضا و قدر سرچشمه گرفتهاند، اين صحبتهاى بنده و شنيدن شما نيز معلول قضا و قدر الهى است؛ يعنى طبق اسباب و علل است كه از جمله اسباب آن اراده و اختيار من و شما است.
پس اينكه مىگوييم هر چيزى به قضا و قدر الهى است، بدين معنى نيست كه ما در كارها تنبلى و سستى بورزيم؛ مثلا به حكم قضا و قدر الهى چون ما جسمانى هستيم، نياز به غذا داريم و احساس گرسنگى مىكنيم. اين احساس را خداوند قرار داده و غذا خوردن و رفع اين گرسنگى هرچند به ارادهء ما است، اما درعينحال همين قوهء اراده به قضا و قدر خدا است.
بنابراين اعتقاد به اينكه كارهاى ما به حكم الهى است، نفىكننده اراده خودمان نيست، تا نتيجه بگيريم كه نبايد جديّت و كوشش داشته باشيم. در