بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٠ - عذاب براى فرزندان ناصالح
خداوند در جواب مىفرمايد:
و منْ كفر فأُمتِّعُهُ قلِيلاً ثُمّ أضْطرُّهُ إِلى عذابِ النّارِ و بِئْس الْمصِيرُ؛ و كسى كه كفر بورزد، كمى او را در دنيا بهرهمند مىسازم.
سپس او را به سوى عذاب آتش ناچار مىكنم و چه بد است اين بازگشتگاه!
حضرت ابراهيم (ع) بعد از اينكه از خداوند درخواست مىكند دلهاى عالميان متوجه ذريه او شود و از ثمرات روزى شوند، عرض مىكند اينجا را بلد امن قرار بده (كلمهء «بلد» بدون الف و لام عهد و با تنوين ذكر شده و دلالت مىكند كه در آن وقت مكّه هنوز شهر و آباد نبود و امنيّت قانونى و حرمت نداشت). درخواست ديگر ابراهيم (ع) اين است كه اهل ايمان مكّه و ذريّهاش را از ثمرات و نعمتها بهرهمند سازد و درباره كافران از آنها، چيزى نمىگويد. بدين جهت، خداوند متعرّض آنها مىشود و مىفرمايد:
و منْ كفر فأُمتِّعُهُ قلِيلاً ثُمّ أضْطرُّهُ إِلى عذابِ النّارِ؛ [١] هركس از ذريّه حضرت ابراهيم كافر شد از متاع دنيا اندكى او را بهرهمند مىسازيم سپس او را ناچار مىسازيم به سوى آتش.
از آنجا كه علف هرزه و تلخ در كنار درخت و گياه مفيد آب مىخورد، خداوند مىفرمايد كافران هم در دنيا به بركت مؤمنان به مقدار كمى از نعمتها بهرهمند مىشوند، ولى عاقبت آنها را گرفتار و مبتلا به عذاب مىكنم؛ هرچند از ذرّيه و فرزندان و نوادگان ابراهيم (ع) باشند.
از گفتوگوى حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهيم (ع) با خداوند متعال استفاده مىشود، اين، نسبت خويشاوندى ملاك شايستگى نيست و قرابت نسبى افراد را از انجام وظيفه معاف نمىكند. پس اينگونه وابستگيها نبايد سبب غرور شود؛ چون يكى از اسباب غرور اين است كه شخص گناهكار به اين دلخوش
[١]قره (٢) آيهء ١٢٦.