بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٠٥ - عامل حرص ضعف ايمان و توكل
خير خالص مىبرد، زيان است و يافتن هر بهرهاى كه دوام و قرار ندارد، در حقيقت به معناى از دست دادن آن است.
سعدى در گلستان:
دوزد شره ديدهء هوشمند درآرد طمع، مرغ و ماهى به بند
مولوى هم در مثنوى دربارهء طمع چنين سروده است كه:
بدگمانى كردن و حرصآورى كفر باشد نزد خوانِ مهترى[١]
گر طمع در آينه برخاستى در نفاق آن آينه چون ماستى
گر ترازو را طمع بودى به مال راست كى گفتى ترازو وصفِ حال
گفت گيرم كز طمع قارون شوى آخر الامر اندر اين هامون شوى
هر نبيّى مىگفت با قوم از صفا من نخواهم مزدِ پيغام از شما
هركه را باشد طمع الكن شود با طمع كى چشمِ دل روشن شود
پيش چشم او خيالِ جاه و زر همچنان باشد كه موى اندر بصر
هركه را از ديدار برخوردار شد اين جهان در چشم او مردار شد[٢]
امير المؤمنين در نامهشان به امام حسن مجتبى (ع) مىفرمايند:
و ايّاك ان توجف بك مطايا الطمع فتوردك مناهل الهلكة و ان استطعت ان لا يكون بينك و بين الله ذو نعمة فافعل، فانّك مدرك قسمك، و آخذ سهمك و انّ اليسير من الله سبحانه اعظم و اكرم من الكثير من خلقه و ان كان كلّ منه؛ [٣]
فرزند عزيزم، بر حذر باش از اينكه مركبهاى طمع تو را با شتاب به آبشخورهاى نابودى وارد كنند و اگر مىتوانى و توانايى دارى كه بين تو و خداوند، صاحب نعمتى (بخشندهاى) نباشد، اين كار را انجام ده؛ زيرا تو قسمت خود را درمىيابى
[١]. مثنوى، دفتر دوم، ص ٨٨، س ١٣ به بعد.
[٢] همان، دفتر اول، ص ٤، سطر ١٢.
[٣] نهج البلاغه، نامه ٣١، فراز ٤٧.