بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٣ - ضرورت استفاده از عمر گرانبها
نيست. گاهى نيز كه سلطه و غلبه با قوهء غضب است، او پيوسته خود را مايل به جاه و مقام و برترى يافتن بر بندگان و دشنام و اذيت مردم مىبيند و خود را سگى گازگيرنده و يا گرگى درنده مىيابد و هنگامى كه قوهء واهمهء شيطانى بر انسان مسلط شد، در فكر تزوير و خدعه با بندگان خدا خواهد بود و در واقع، شيطانى است مجسم در بين انسانها؛ اما اگر تسلط و غلبه با عقل باشد، پيوسته در صدد تحصيل معرفت الهى و كسب فضايل و كمالات است و فكر و مقصودش عبادت پروردگار، اطاعت دستورهاى بزرگان دين و در طلب راه سعادت و رسيدن به مرتبهء قرب حضرت آفريدگار خواهد بود. اينجا است كه بايد خود را انسان حقيقى بداند كه عالم او از ملائكه برتر و رتبهاش از رتبه انسان بالاتر است.
ضرورت استفاده از عمر گرانبها
بر هر شخص زيرك، كه دشمن نفس شريف خويش نيست، لازم است سعى كند عقل او بر ساير قوا برترى يابد و براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت، به دنبال تحصيل صفات و اخلاق فاضله و دفع اخلاق رذيله باشد و به قدر نياز و ضرورت، از شهوات نفسانى و لذات جسمانى بهره گيرد و عمر كوتاه و روزگار خود را در راه تحصيل كاميابيهاى جسمانى و مادى صرف نكند و در غذا و خوراك اكتفا كند به آنچه در صحت و بقاى حيات به آن احتياج دارد و عمر كوتاه و روزگار خود را در تحصيل طعامهاى رنگارنگ و اقسام خوردنيها تلف نكند. بر او لازم است در لباس اكتفا كند به آنچه بدن او را مىپوشاند و دفع سرما و گرما مىنمايد، نه آنكه هر روز به مد و لباس مخصوصى درآيد و با تقليد از شيكپوشان مبتذل و پوشندگان لباسهاى جلف، خود را از حقيقت انسانى خارج كند و طرز پوشش و موى سر او نبايد شبيه جنس مخالف باشد؛ همچنين در لذت حلال جنسى تنها به اندازهاى بسنده كند كه باعث بقاى نسل و ـ