بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٣ - تأثير جهانبينى بر اعمال و اخلاق
راستگويى و عدالت نيكو است، اين دانش را واسطه بين خود و عملش قرار مىدهد و با داشتن ملكه صداقت و عدالت هميشه در رفتار و كردارش و در برخورد با ديگران صادقانه و عادلانه عمل مىكند و چون خلق عدالت و صداقت و يا سخاوت در وجود او ريشه دوانده و به صورت ملكه و صفت ثابت نفسانى درآمده، افعال خير و نيك به سهولت و آسانى از او صادر مىشود و راستگويى، رفتار عادلانه، احسان به ديگران، ايثار و گذشت كردن، براى او بسيار راحت است؛ مانند جماعت انصار، كه پيش از هجرت مهاجران، مدينه را خانهء ايمان گردانيدند و مهاجران را كه به سوى آنها آمدند، دوست داشتند و امكانات خود را با اينكه به آن احتياج داشتند، در اختيار آنها گذاشتند. قرآن مىفرمايد:
منْ يُوق شُحّ نفْسِهِ فأُولئِك هُمُ الْمُفْلِحُون[١] هركس از خلق و خوى بخل و حرص دنيا بازداشته شد، به حقيقت از رستگاران عالم است.
در مقابل، كسى كه خلق بخل دارد، ديد و بينش او چنين است كه مال از من است و به آن نياز دارم و فقرا بايد كار كنند و اين كمك من به آنها تنبلپرورى است و اگر خدا مىخواست آنها را بىنياز مىكرد؛ همانطور كه قرآن در وصف اشخاص بخيل مىفرمايد:
{/و إِذا قِيل لهُمْ أنْفِقُوا مِمّا رزقكُمُ اللّهُ قال الّذِين كفرُوا لِلّذِين آمنُوا أ نُطْعِمُ منْ لوْ يشاءُ اللّهُ أطْعمهُ إِنْ أنْتُمْ إِلاّ فِي ضلالٍ مُبِينٍ؛[٢] وقتى به مردم گفته مىشود از آنچه خداوند به شما روزى فرموده انفاق كنيد، كافران به مؤمنان مىگويند: آيا به كسى انفاق كنيم كه اگر خداوند مىخواست به او انفاق مىكرد (طعام و غذا مىداد)؟ به درستى كه اينها در گمراهى آشكارند.
قرآن مىفرمايد: افراد بخيل و حريص، در بينش علمى و عملى خود به اشتباه
[١] حشر (٥٩) آيهء ٩.P}
[٢] يس (٣٦) آيهء ٤٧.P}