بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٥ - تفاوت قوهء عاقله با واهمه
پس از جان برادر، مأيوس نباش و بدان كه درهاى فيض الهى گشاده است و اميد نجات براى هركسى هست. البته هرچند مىتوان با افعال حسنه آثار معصيت را از بين برد، ولى صفا و درجهء نورانيتى كه به سبب كدورت و تيرگى گناهان از دست رفته، قابل تدارك نيست. پس چه بهتر كه از اوّل سعى و جديت كنيم، با اراده قوى اصلا گناه و معصيت نكنيم و صفحه پاك دل را به غبار گناه نيالاييم.
از بحثهاى گذشته روشن شد كه اگرچه انسان داراى قواى ظاهرى و باطنى زياد و اعضا و جوارح است، اما همهء آنها مطيع و فرمانبردار قواى چهارگانهء عقل، شهوت، غضب و وهم هستند و بقيهء قوا دخالتى در تغيير و تدبير وجود انسان ندارند و اين قوا منشأ صفات و ملكات نفسانىاند و تمام خلقهاى نيك و بد از اينها پديد مىآيد.
تفاوت قوهء عاقله با واهمه
كار دو قوهء عاقله و واهمه درك امور است، با اين تفاوت كه قوهء عاقله، درك كليات مىكند و آن را عقل نظرى نامند؛ مثلا مىفهمد انصاف و عدالت خوب است و ظلم و تعدّى ناپسند است. ولى كار قوّهء واهمه درك جزئيات است؛ مثل درك دشمنى يا محبت ورزيدن ديگران به خود(١) و مبدأ حركت دادن بدن در كارهاى جزئى به وسيلهء فكر و انديشه و قوّهء واهمه است. ازاينجهت، آن را قوهء عامله نيز مىگويند.
شأن قوهء غضبيه و شهويه هر دو تحريك بدن است؛ زيرا قوهء غضب بدن را حركت مىدهد به سوى دفع امور غير ملايمى كه با طبع و بدن سازگارى ندارند و قوهء شهوت نيز مبدأ حركت بدن است به سوى تحصيل امور ملايم با طبع و بدن، و اگر قوهء عقل بر ساير قوا غالب شد و آنها را تحت كنترل و هدايت خود
١ منظومه حكمت، ص ١٣١؛ منظومه منطق، چاپ افست، مصطفوى، ص ١٠٠.