بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣١١ - غرور اهل وعظ و موعظه
مىگويند براى جلب يار و ياور و شوق دارند در مجلس آنها گريه و رقت قلب، زياد باشد و مردم با گريه و حركات سر، او را تأييد كنند و باكى از نقل اخبار و آثار دروغ ندارند و نمىدانند كه اينطور گويندگانى «شر الناس بل شر شياطين الانس» هستند و «ضلّوا و اضلّوا عن سواء السبيل» اند؛ يعنى بدترين مردم بلكه بدترين شيطانهاى انسانىاند و گمراه شدند و ديگران را از راه مستقيم گمراه كردند. طايفه اول ديگران را ساختند و خود را اصلاح نكردند و اينان ديگران را اصلاح كردند و خودشان فقط سخن و موعظهشان را اصلاح كردند. و تلاششان اين است كه چيزى را بگويند كه مردم بدان مسرور شوند لذا آنها را به سوى غرور بالله سوق مىدهند و در آنان روح اميد را تقويت مىكنند و جرأت بر معاصى و رغبت به دنيا مىدهند اين افراد افسادشان از اصلاحشان بيشتر است و با اين حال مىپندارند كه مروّج دين و شريعت و مرشد گمراهانند. «فهو اشدّ المغرورين و الغافلين» پس اينطور افرادى شديدترين مغرورين و غافلاناند.
-٣. واعظان بىاخلاص
گروه سوم كسانىاند كه اخلاق خود را تهذيب نموده و مراقب نفس دارند و قلبشان از همه كدورات صاف و جلى است و دنيا در نظرشان كوچك است و طمعى به خلق خدا ندارند و فقط ترحم و دلسوزى بر بندگان خدا سبب شده آنان را نصيحت كنند و از امراض معاصى خلاصى بخشند.
اما متأسفانه شيطان مجال فتنه را يافته و آنان را به رياى در رياست خفى و آقايى مىكشاند كه از حركت مورچه مخفىتر است و خودشان هم متوجه نيستند اما به تدريج حبّ رياست در وجودشان رشد و نمو مىكند و آنان را فرامىخواند به تصنّع و تزيين ظاهرى، از راه به كار بردن الفاظ نيكو و حركات خاصّه و خود را به شكل عارفان و سالكان درمىآورند و مردم به آنها اقبال و توجه مىكنند و از ـ