بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٣٠ - آزمون خداوند با عطاى نعمتها
ثروت حضرت خديجه (س) بلكه مىخواهيم بگوييم شخص ممكن است در اثر كمظرفيتى، به سبب مال فراوان خود را تافته جدا بافته از مردم بداند و بر آنها فخر بفروشد و اين بحث غير از نظر فقهى و بحثهاى اقتصادى است؛ مانند اينكه اختلاف ثروت چه حكمى دارد؟ فعلا نظر ما به اين جهت است كه ممكن است كسى مالى به دست آورده كه مشروع و از راههاى حلال باشد، ولى اگر روحيه غرور داشت، مال حلال هم براى او وبال شود و به ظاهر از الطاف خداوند است، اما در حقيقت موجب عذاب الهى است.
آزمون خداوند با عطاى نعمتها
در گفتار قبل گفتيم كه غرور ثروتمندان و توانگران، گاهى در اثر مقايسه خود با ديگران است و گاهى به اين دليل است كه نعمتهاى خداوند را، نشان استحقاق خود مىداند. در قرآن كريم به غرور قسم دوم نيز اشاره شده است. مىفرمايد:
فأمّا الْإِنْسانُ إِذا ما اِبْتلاهُ ربُّهُ فأكْرمهُ و نعّمهُ فيقُولُ ربِّي أكْرمنِ `و أمّا إِذا ما اِبْتلاهُ فقدر عليْهِ رِزْقهُ فيقُولُ ربِّي أهاننِ؛ [١] اما انسان هروقت پروردگارش او را امتحان كرد و به او نعمت داد، مىگويد: پروردگار مرا اكرام كرد و وقتى او را آزمايش كرد و روزى را بر او تنگ گرفت، مىگويد پروردگارم مرا خوار ساخت.
قبل از اين دو آيه خداوند مىفرمايد: إِنّ ربّك لبِالْمِرْصادِ؛ به تحقيق پروردگار تو در كمينگاه است، و به موقع ظالمان و ستمگران را عذاب مىكند. خداوند مىفرمايد ما اينگونهايم كه در كمين و مراقب اشخاص هستيم؛ اما انسان هم چنين است كه اگر خداوند از باب آزمايش، به او نعمت بدهد، مىگويد خداى من مرا دوست داشته و از ميان ديگران مرا مقرّب خودش قرار داده است و اگر روزى را بر او تنگ گرفت مىگويد خداوند مرا خوار شمرده زيرا من شايسته
[١] فجر (٨٩) آيات ١٥ و ١٦.