بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٠ - تفاوت عقل عملى و عقل نظرى
از علوم نظرى براى علوم عملى استمداد مىكنيم؛ مثلا علم دكتر به سمّى بودن مادهاى كه چنانچه وارد خون شود، حيات شخص را قطع مىكند، يك علم نظرى است كه شناخت آن در عمل مؤثر است؛ بهطورى كه اگر دكتر به ما بگويد آن ماده سمى است و نبايد خورده شود، ما هم در عمل از آن اجتناب مىكنيم و اين «نبايد»، از علوم عملى است كه در پى علم نظرى حاصل شده است.
اين است كه گفته مىشود: در علم عملى از علم نظرى استفاده مىكنيم و يا به تعبير ديگر عقل عملى از عقل نظرى استمداد مىكند. عقل عملى همان است كه مفهوم خوبى و بدى، و حسن و قبح، و بايد و نبايد، و امر و نهى را خلق مىكند و به انسان ياد مىدهد چه راهى را در زندگى بايد پيش گيرد و مبناى زندگى، علوم اصول اخلاقى است؛ ولى در عقل عملى مورد قضاوت، واقعيتى از واقعيتها نيست كه آيا اينچنين است يا آنچنان؛ بلكه مورد قضاوت، وظيفه و تكليف است كه آيا بايد اين كار را بكنم يا آن كار را؟ اينطور عمل كنم يا آنطور؟
حكمت و عقل عملى دريچهء دانش را به روى انسان باز مىكند؛ مثلا تقوا و خودسازى عقل را روشن مىكند و عقل عملى به انسان مىدهد كه بهتر درد و دواى خود را بشناسد، اما در عقل نظرى كه مبناى علوم طبيعى و رياضى و فلسفهء الهى است، كار عقل قضاوت دربارهء واقعيتها است كه فلانچيز اينطور است يا آنطور، و يا فلان خاصيت را دارد يا خير.
حالا مثالهايى را كه زديم، بررسى كنيم؛ مثلا براساس يك موازينى محاسبه و ثابت كردهايم فاصله كرهء ماه با زمين چه مقدار راه نورى است و نور در هر ثانيهاى، سيصد هزار كيلومتر راه را طى مىكند. آنوقت فهميديم كه فاصله كرهء ماه با زمين ده ساعت نورى است؛ يعنى ده تا شصت دقيقه كه هر دقيقهاى شصت ثانيه است و هر ثانيهاى سيصد هزار كيلومتر راه را طى