بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٤٦ - قابليت تغيير و اصلاح اخلاق و ملكات
{/و إِذا قُلْتُمْ فاعْدِلُوا و لوْ كان ذا قُرْبى؛/[١] وقتى مىخواهيد سخن بگوييد - قضاوت كنيد - به عدالت سخن بگوييد؛ اگرچه درباره خويشان و نزديكان باشد.
پس اين صفات طبيعى و غريزى، غير قابل زوالاند؛ اما در اثر تربيت صحيح، انسان مىتواند به گونهاى باشد كه صفات طبيعى زشت منشأ انحراف در عمل نشوند؛ هرچند از ديرزمان اين بحث بين فلاسفه مطرح بود كه اخلاق قابل تغيير هست يا خير؟
گفتهاند اطرافيان پادشاهى، گربههايى را تربيت كرده بودند كه به دست آنها شمع روشن مىدادند و براى بعضى مراسم آنها را مىآوردند و به رديف مىنشاندند. يكبار، در همين حال، چند موش جلوى گربهها رها كردند. آنها يكمرتبه شمعها را رها كردند و به دنبال موشها دويدند. پس ممكن است گربهها را به گونهاى تربيت كرد كه بتوانند شمع روشنى را در دست خود نگه دارند، اما چنانچه چند موش را در آنجا رها كنند، گربهها شمع را رها مىكنند و به سراغ موش مىروند. سپس از اين تمثيل نتيجه گرفتهاند. همچنان كه گربه تربيتپذير نيست و صفت خود را تغيير نمىدهد، انسان نيز اخلاق طبيعى خود را ترك نمىكند. البته اين مقايسه درست نيست؛ چون انسان از بعد معنوى و عقلانى برخوردار است و مىتواند با كمك اين بعد، خود را بسازد و جلوى مقتضاى اخلاق طبيعى خود را بگيرد؛ چون به قول فلاسفه، اخلاق طبيعى و منفى در وجود انسان در حد اقتضا است، نه عليّت تامّ. پس مىتواند با ايجاد مانع، جلوى تأثير مقتضى را بگيرد و نگذارد اخلاق ناپسند بروز و ظهور و تأثير كند؛ حتى اگر هم بپذيريم كه اخلاق طبيعى و غريزى تغييرپذير نيست، اما قابل تربيت و اصلاح است.
بنابراين، اين ضربالمثل كه «تربيت نااهل را چون گردكان بر گنبد
[١] انعام (٦) آيهء ١٥٢.