بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٦٩ - علت خلقت دنيا
ندارد، علاقه به دنيا نيز همينطور است؛ مثلا علاقه به فرزند و پدر و مادر طبيعى است و اتفاقا آثار بسيار خوبى هم در زندگى دارد. ازاينرو، در قرآن پيوند خويشاوندى را يكى از نعمتها و مظاهر قدرت خداوند حساب كرده، مىفرمايد:
و هُو الّذِي خلق مِن الْماءِ بشراً فجعلهُ نسباً و صِهْراً و كان ربُّك قدِيراً؛ [١] او خداوندى است كه از آب (نطفه) بشر را آفريد و بين آنها خويشى و پيوند (دامادى) قرار داد و پروردگار تو بر هر چيزى قادر است.
يكى از محبتهاى دنيايى، محبت به زن و فرزند و اقوام است كه قرآن آن را جزء نعمتها حساب كرده است و در زندگى از آن بسيار استفاده مىشود. اسلام، قطع صله رحم را نهى مىكند و امر به پيوند مىنمايد؛ براى اينكه اين علاقه نسبى بسيارى اوقات در زندگى به كار مىآيد؛ چه بسا نيازهايى پيدا مىشود كه غير از علاقه و محبت چيزى دواى آن نيست.
امير المؤمنين در نهج البلاغه مىفرمايد:
ايّها الناس لا يستغنى الرّجل و ان كان ذا مال عن عشيرته و دفاعهم عنه بايديهم و السنتهم و هم اعظم الناس؛[٢] اى مردم، هيچكس از خويشان خود بىنياز نيست؛ هرچند صاحب مال و دارايى باشد، و (انسان) نيازمند دفاع عشيرهاش به وسيله دست و زبانشان از او است و آنها براى حفظ او بزرگترين مردماند.
گاهى انسان شب مريض مىشود و احتياج به دكتر دارد. اينجا پول به درد نمىخورد؛ بلكه عاطفه پدر و فرزندى و برادرى و خواهرى مىخواهد كه او نزد طبيبى ببرند.
غرض اينكه علاقههاى دنيايى در زندگى بسيار مؤثر است. پس نمىشود گفت علاقهء به دنيا مطلقا بد است؛ زيرا بسيارى اوقات مىتوانند گرهى بگشايند
[١] فرقان (٢٥) آيهء ٥٤.
[٢]. نهج البلاغه فيض الاسلام، خ ٢٣، فراز ٧.