بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٤ - سببسازى و سببسوزى خداوند
[١] كسانى كه حريص به ساختن مراكز خيريه هستند؛ هرچند از راه حرام و خوددارى از پرداخت صدقات واجبه به فقرا و غيره باشد ٢. كسانى كه بهطور آشكار صدقه مىدهند و انتظار مدح دارند ٣. كسانى كه اموال را از غير راه حلال بدست مىآورند ٤. ثروتمندان بخيل(١)
نتيجهء داستان: سببسازى و سببسوزى خداوند
از سرگذشت فوق نتيجه مىگيريم لازمهء توحيد و ايمان اين است كه انسان در هر كارى مشيّت و خواست خدا را در نظر بگيرد و به كار و عمل خود تكيه نكند و به قدرت مادى مغرور نشود و بندگان زيردست و نيازمندان جامعه را ناديده نگيرد. مؤمن واقعى بايد به اين واقعيت ايمان داشته باشد كه جهان به دست خدا مىچرخد و اگر سببى فراهم شود، زير نظر خداست و او قدرت دارد از يك نقطه، اسبابى را به ميدان بياورد تا آنچه را ما عمل كردهايم، باطل كند؛ مثلا كشاورز از اول پاييز زحمت مىكشد و زمين را شخم مىزند و آبيارى مىكند و شبها بىخوابى مىكشد. در روزهاى نخست بهار، محصول بسيار خوبى آماده برداشت مىشود؛ اما از گوشهاى از دنيا سرماى نابهنگام مىآيد و هرچه را او زحمت كشيده، از بين مىبرد؛ زيرا دستگاه عالم چنين است كه از دو سو، اسباب مختلفى فراهم مىشود و يكديگر را خنثى مىكنند. ممكن است اسباب شر پديد آيد، اما نبايد ناميد بود؛ زيرا ممكن است بعد از آن اسباب خير فراهم شود و اسباب شر را باطل كند، همچنين با فراهم آمدن اسباب خير نبايد مغرور شد و اراده و مشيّت خدا را ناديده گرفت و به قول اهل معرفت خدا هم سببساز است، هم سببسوز. ملاّى رومى مىگويد:
از سببسازى من سودايىام وز سببسوزى سوفسطايىام
[١] جامع السعادات، ج ٣، المقام الرابع، ص ٣٠.