بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٧٦ - برداشت آخرتى از دنيا
زندگى اخروى نشود، اين خير قياسى است و اگر نظر انسان فقط منحصر به اين باشد كه موجب نقص و فساد آخرت شود، شر قياسى است. بدين جهت، اهل معرفت مىگويند:
دنيا نيرزد آنكه پريشان كنى دلى زنهار بد نكن نكرده است عاقلى
درست است كه دنيا لذت دارد، اما به پريشان كردن ديگران نمىارزد:
دنيا آنقدر كه بر آن رشك برند يا وجود و عدمش را غم بيهوده خورند
دنيا آنقدر و قيمت را ندارد كه انسان به جهت بود و نبود آن غمگين باشد و خود را فداى رسيدن به آن كند. دنيا اگر ضد ارزش شد، مانع بزرگى خواهد بود براى رسيدن به كمال و سعادت اخروى.
خرّم آنروز كزين منزل ويران بروم راحت جان طلبم از پى جانان بروم
به وادارى او ذرهصفت رقصكنان طالب چشمهء خورشيدِ درخشان بروم
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم
برداشت آخرتى از دنيا
امير المؤمنين (ع) مىفرمايد:
الا انّ الدنيا دار لا يسلم منها الاّ فيها (بالزّهد) و لا ينجى بشيئ كان لها: ابتلى الناس بها فتنة فما اخذوه منها لها اخرجوا منه و حوسبوا عليه و ما اخذوه منها لغيرها قدموا عليه و اقاموا فيه فانّها عند ذوى العقول كفئ الظّل بينا تراه سابغا حتى قلص و زائدا حتّى نقص؛ [١]آگاه باشيد دنيا منزلگاهى است كه جز در خودش سالم نتوان ماند - به وسيله زهد و پارسايى - با اين دستاويزهاى فانى و دلخواستنيهاى خاكى، در اين گيتى، رستگارى نصيب كسى نشود. مردم به وسيله دنيا به آزمايش مبتلا شدهاند. هر چيز از دنيا را كه براى دنيا به دست مىآورند، از كفشان مىرود و
[١]نهج البلاغه، خطبه ٦٣.