بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٨٧ - راههاى تربيت
موجب مىشود تا افراد، اعمال سازنده را تقويت كنند و اخلاق نيكوى خود را به سرحد ملكه برسانند و ريشههاى اخلاق زشت را در وجود خود بخشكانند.
بيشتر كتابهاى اخلاقى و آن دسته از فلاسفهاى كه اخلاق را مبتنى بر معرفة النفس دانستهاند و نيز دانشمندان اخلاقى يونان، اين طريق را براى تربيت اعمال مىكنند. اما قرآن مجيد اخلاق را بر اين پايه استوار نمىكند؛ چون ممكن است در اين روش تمام معيارها و ارزشگذارى صفات براساس خوشايند و پسند اجتماع باشد و جنبههاى آخرتى در نظر گرفته نشود؛ همچنان كه مضمون شعر شاعر دربارهء انگيزه خود از جنگ اين است كه اگر در هنگامه جنگ بترسم، با خود مىگويم: در جاى خود استوار باش و از ميدان فرار نكن كه اگر در ستيز با دشمن كشته شوى، مورد ستايش مردم واقع مىشوى و اگر دشمنى را بكشى، خود را آسوده مىسازى. مىبينيم كه شاعر انگيزهاى دنيايى و مردمپسند را براى دور ساختن ترس از خود بيان مىدارد.
سعدى نيز براى پيشه كردن قناعت، آثار دنيايى آن را گوشزد مىكند و مىگويد:
گنج آزادگى و كُنج قناعت گنجى است كه به شمشير ميسّر نشود سلطان را
او وقتى مىخواهد انسان را به قناعت در آنچه كه دارد، سوق دهد، صفت قناعت را تشبيه مىكند به گنج آزادگى كه انسان را از اسارت تمام خلق خدا بيرون مىآورد؛ زيرا فرد قانع، از چاپلوسى و طمع به اموال ديگران آزاد است.
بيشتر افراد جامعه به دنيا و ظواهر آن توجه دارند؛ همانطور كه قرآن مىفرمايد:
و لكِنّ أكْثر النّاسِ لا يعْلمُون `يعْلمُون ظاهِراً مِن الْحياةِ الدُّنْيا و هُمْ عنِ الْآخِرةِ هُمْ غافِلُون؛ [١] اكثر مردم آگاه نيستند و فقط به امور ظاهرى دنيا آگاهاند و از عالم آخرت بىخبرند.
چون عموم مردم به امور ظاهرى و دنيوى توجه دارند، براى تهذيب آنها
[١] روم (٣٠) آيات ٦ و ٧.