بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٩٨ - علم خدا به مصالح بشر
مىشود كه منظور خداوند از اين آيه كسى است كه غير از خداوند چيزى را مىخواهد و به يارى مىطلبد كه: (لا يضّرّه و لا ينفعه؛) نفع و ضررى از او ساخته نيست؛ بلكه اين انسان بدبخت خدا را رها كرده و كسى را كه ضررش از نفعش نزديكتر است، مىپرستد: {/يدْعُوا لمنْ ضرُّهُ أقْربُ مِنْ نفْعِهِ؛/} در حالى كه بد معبود و سرپرستى يافته و بسيار بد دمسازى را اختيار كرده: {/لبِئْس الْموْلى و لبِئْس الْعشِيرُ./} شايد آيه ٣٣ از سوره الرحمن اشاره به همين معنى باشد كه مىفرمايد:
{/يا معْشر الْجِنِّ و الْإِنْسِ إِنِ اِسْتطعْتُمْ أنْ تنْفُذُوا مِنْ أقْطارِ السّماواتِ و الْأرْضِ فانْفُذُوا لا تنْفُذُون إِلاّ بِسُلْطانٍ؛ [١] اى گروه جن و انس، اگر مىتوانيد از اطراف آسمانها و زمين بيرون رويد، پس بيرون رويد، ولى نمىتوانيد خارج شويد، مگر در صورت برخوردارى از قدرت (كه فاقد چنين قدرتى هستيد).
در اين آيه خداوند مىفرمايد شما با چه نيرويى مىتوانيد از محدودهء آسمان و زمين خارج شويد؛ ولى بااينحال، اگر حاكميت و سلطنت خدا را قبول نداريد و نعمتهاى خدا را تكذيب مىكنيد و خودتان قدرت داريد، اگر راست مىگوييد از تحت سلطنت خدا بيرون برويد؛ درحالىكه چنين توانى نداريد و هركجا برويد، از حكومت خدا خارج نيستيد.
بارى، اعتقاد به مبدأ و خالق هستى، سبب رضا و تسليم مىشود و نگرانيها را رفع مىكند. نه بر اين اساس كه در كف شير نر جز تسليم و رضا چارهاى نداريم؛ بلكه براساس اين منطق كه چون حوادث روزگار برطبق خواست خداوند قادر حكيم است و او خير خلايق را مىخواهد و عالم به مصالح آنها است، پس هرچه پيش بيايد همان خير است. اين معنى خوشبينى به جهان هستى است.
قرآن مىفرمايد:
ما أصاب مِنْ مُصِيبةٍ فِي الْأرْضِ و لا فِي أنْفُسِكُمْ إِلاّ فِي كِتابٍ مِنْ قبْلِ أنْ نبْرأها إِنّ/
[١] رحمن (٥٥) آيهء ٣٣.