بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٥٩ - عذاب براى فرزندان ناصالح
عذاب براى فرزندان ناصالح
نظير اين مطلب در گفتوگوى حضرت ابراهيم (ع) با خداوند نيز آمده است كه عرض مىكند:
ربّنا إِنِّي أسْكنْتُ مِنْ ذُرِّيّتِي بِوادٍ غيْرِ ذِي زرْعٍ عِنْد بيْتِك الْمُحرّمِ ربّنا لِيُقِيمُوا الصّلاة فاجْعلْ أفْئِدةً مِن النّاسِ تهْوِي إِليْهِمْ و اُرْزُقْهُمْ مِن الثّمراتِ؛ [١] خدايا، من كار خودم را كردم و ذريهام را در سرزمين بدون كشت، نزد بيت الحرام تو سكونت دادم؛ پروردگارا، براى اينكه نماز بهپا بدارند. پس از اين، دلهاى مردم را متوجه آنها كن و از ميوهها آنها را روزى كن.
استفادهء خوبى كه از اين آيه مىشود، اين است كه به حسب ظاهر مطابق بعضى روايات، ساره، همسر ابراهيم و مادر حضرت اسحاق، از هاجر و اسماعيل ناراحت بود و نتوانست اين فرزند و مادر را به عنوان هوو (زن دوّم) تحمّل كند و به ابراهيم (ع) تكليف كرد اين دو را از او دور كند (و ظاهرا خودش تا آن موقع صاحب فرزند نشده بود). حضرت ابراهيم از جانب خداوند مأمور شد به احساس همسر اولش جواب دهد و آنها را به سرزمين دوردست ببرد. البته اين ظاهر قضيه است، اما اگر باطن اين ماجرا را بررسى كنيم، مىفهميم سرّى بين خداوند و حضرت ابراهيم بوده كه سرزمين مكّه و خانه كعبه به اراده پروردگار مركز توحيد شود و سكونت هاجر و اسماعيل در اين سرزمين خشك و بىآبوگياه، همه مقدّمه اين هدف مهم و مقدس بوده كه امروز آثارش را در مكه و مدينه مىبينيم. در سوره بقره، ابراهيم (ع) عرض مىكند:
ربِّ اِجْعلْ هذا بلداً آمِناً و اُرْزُقْ أهْلهُ مِن الثّمراتِ منْ آمن مِنْهُمْ بِاللّهِ و الْيوْمِ الْآخِرِ...؛ پروردگارا، اين سرزمين را شهر امن (يعنى آباد و با امنيت) قرار ده و اهلش را، هركدام ايمان به خدا و آخرت دارند، از ثمرات روزى كن.
[١] ابراهيم (١٤) آيهء ٣٧.