بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢١ - نقش قوهء عاقله در جلوگيرى از انحراف
اعمال صالح ظاهر مىگردد و احوال مملكت نفس نظم و نظام و صلاح به خود مىگيرد و صاحب آن داخل در صف فرشتگان مىشود؛ اما اگر غلبه براى سه قوهء ديگر باشد، آثار آنها در بدن ظاهر و مملكت تن خراب و فاسد، و امر معاش و معاد مختل مىشود و صاحب آن در رديف چهارپايان يا درندگان و يا شياطين قرار مىگيرد.
نقش قوهء عاقله در جلوگيرى از انحراف
مخفى نماند كه منشأ نزاع و سبب جنگ و جدل در مملكت نفس، قوهء عاقله است؛ زيرا به عنوان سلطان قواى ديگر مانع انحراف و افراط و يا تفريط آنها مىشود و نمىگذارد نفس را مطيع و فرمانبردار خود سازند؛ زيرا اعمال و افعال آنها خلاف صوابديد عقل است و آن سه قوهء با يكديگر نزاعى ندارند و مانع فعل ديگرى نمىشوند.
ازاينرو، در حيوانات كه قوهء عقل وجود ندارد، بين قوهء غضبيه و واهمه و شهويه نزاع نيست؛ هرچند ممكن است در هر حيوانى يكى از قوا سيطره داشته باشد؛ مثلا در شياطين قوهء واهمه، در درندگان قوهء غضب و در چهارپايان قوهء شهوت غالب است و در ملائكه چون قوهء آنها منحصر است در عاقله، هيچ نزاع و درگيرى در ذات آنها نيست و مخصوصاند به رتبه روحانيت و لذّات عقلانى.
حضرت امير المؤمنين (ع) مىفرمايد: حق (سبحانه و تعالى) ملائكه را به عقل مخصوص گردانيد و به ايشان بهرهاى از شهوت و غضب نداد، حيوانات را مخصوص گردانيد به شهوت و غضب و آنها را از عقل بىنصيب كرد و انسان را مشرّف گردانيد به همهء اينها. اگر انسان شهوت و غضب را مطيع و تسليم عقل گرداند، افضل از ملائكه خواهد بود؛[١] چون با وجود منازعه ميان قواى
[١] همان، ص ١٢.