بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٩ - اهميت تزكيه نزد خداوند
و اعراض. مثلا سنگ زبر دو ماهيت دارد: يكى ماهيت سنگ كه همان جوهر است و اگر گفتيم: الحجر موجود، دروغ نگفتهايم. ماهيت ديگر، زبرى آن است و مىگوييم: الخشونة موجودة. ماهيت دوم امرى عرضى است. اين جوهر و عرض، در خارج به يك وجود موجودند. پس در اينكه اين دو ماهيّت حجريّت و خشونت در خارج موجودند، شكّى نيست، ولى يك تفاوت بين سنگ و زبرى هست. آن تفاوت را چنين تعبير مىكنيم كه سنگ موجودى است «فى نفسه لا فى غيره»؛ يعنى در نفس خود بدون اتّكاى به غير موجود است». اين همان تعريف جوهر است كه گفته شده: «ماهية اذا وجد فى الخارج وجد لا فى موضوع»؛ يعنى جوهر حقيقتى است كه وقتى در خارج يافت شد، موضوع نمىخواهد و مستقلا يافت مىشود و لازم نيست وصف غير باشد. سنگ، صفت چيز ديگرى نيست و فقط سنگ است؛ اما زبرى سنگ موجودى است كه وصف غير است و در خارج مستقلا يافت نمىشود؛ چون عرض است و عرض ماهيتى است كه: «اذا وجد فى الخارج وجد فى موضوع» [١] يعنى عرض در وجود خارجى خود به موضوع و يا محل احتياج دارد و نمىشود در خارج چيز مستقلى از سنگ وجود داشته باشد و بگوييم اين زبرى است؛ بلكه هميشه اين وصف در آغوش غير از خود، مثل پارچه، سنگ و يا كاغذ، است.
كيف جسمانى و نفسانى: در فلسفه، اعراض را به نه قسم تقسيم كردهاند كه از جملهء آنها كيفيت است. در تعريف كيفيت گفته شده كه آن عرضى است كه قابل قسمت و نسبت نيست. كيفيات خود بر دو قسماند: يا براى جسماند، مثل زبرى، نرمى، سفيدى و سياهى كه به آنها كيفيات محسوس مىگويند. قسم ديگر كيفيّات، به مجردات اختصاص دارند و به روح انسان مربوط مىشوند. از اين قسم، به كيفيات نفسانى تعبير مىشود.
[١] نهاية الحكمه، مرحله سادسة، فصل دوم؛ بداية الحكمه، مرحله سادسة، علامه طباطبايى.